گنجور

شمارهٔ ۳

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات
 

ای نامزد به نام تو درنامه قبول

یا ایها النبی و یا ایها الرسول

باران رحمتی تو که از آسمان جود

بر عاشقان تشنه جگر کرده ای نزول

کی در حریم حرمت جاه و جمال تو

هر یاوه گرد را رسد اندیشه دخول

حاشا که از تو روی نتابم خلیل وار

چون نیست آفتاب تو را آفت افول

هر چند رفت طاقتم از جان و جان ز تن

والله لیس حبک عن مهجتی یزول

گر کاذب است دعوی عشق تو بهر چیست

فی عینی البکاء و فی جسمی النحول

در سر هوای عشق تو جامی کشیده است

سر در گلیم فقر به پیغوله خمول



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر