گنجور

 
جمال‌الدین عبدالرزاق

توبه که بعد ازین نبرم نام عاشقی

ور عشق زاهدیست کنون ما وفاسقی

تا کی کشم جفا که نه هجران و نه وصال

تاکی خورم قفا که نه عشق و نها عاشقی

از تو نه رقعه نه سلامی نه بخششی

انصاف گفت باید یار موافقی

بازم مده جوابی و آنگه چو بینیم

گوئی چرا نباشم زین هم منافقی

صد بار وعده دادی و کردی همه دروغ

صبحی بروی روشن لیکن نه صادقی

ای دیده خون گری که بدین شغل درخوری

وی دل تو صبر کن که بدین کار لایقی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سوزنی سمرقندی

در خاک شایقی و نجیبی نگاه کرد

شیخ اجل رشیدی و دید آن موافقی

دنیا فرو گذاست برین ناموافقان

بر موجب وفاق نجیبی و شایقی

جنت موافقان را آماده کرده اند

[...]

امامی هروی

چون کبک شسته لب بشراب مروقی

کبکی از آن بطوق معنبر مطوقی

در بزم خوبتر ز تذر و ملوّنی

و اندر مصاف چیره تر از بازار ازرقی

بر آفتاب، طنز کنی و مسلّمی

[...]

اوحدی

گل بین، گرفته گلشن ازو آب و رونقی

بستان نگر،ز گل شده همچون خورنقی

وز کارگاه صنع به بستان کشیده‌اند

هر جا که بود زرد و بنفشی و ازرقی

گلبن چو قلعه‌ایست پر از تیغ و از سپر

[...]

حسین خوارزمی

ای دل چه پای بسته بند علایقی

بگذر ز خلق اگر تو طلبکار خالقی

در نه قدم ببادیه شوق چون جمال

گر بر جمال کعبه مقصود عاشقی

اندر فضای گلشن جانست مسکنت

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حسین خوارزمی
جیحون یزدی

تو بخشنده نجوم بچرخ معلقی

تو آرندة نبات زارض مطبقی

که خواند مقیدت که بالذات مطلقی

گهی دستگیر نوح ببطنان زوزقی

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه