ای بر دل شکسته ز درد تو داغها
در سینهام ز آتش عشقت چراغها
چون هر دلی شده که به داغ تو مبتلاست
نگشاید از تفرج گلزار و باغها
جانهای ما به داغ جدایی بسوختی
باشد که رخت خویش شناسی به داغها
در ورطه بلای تو دل گمشده است و جان
شد سالها که میکند از وی سراغها
شرح شمایل تو حسین ار کند شود
ز انفاس جانفزاش معطر دماغها



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و داغ جدایی معشوق سخن میگوید و احساسات عمیق خود را در برابر عشق و رنجی که میکشد، بیان میکند. دل او به شدت آسیبدیده و پر از حسرت است و به یادآوری شبهای بیخوابی میپردازد که دلها در آتش عشق میسوزند. او به گلزار و باغها اشاره میکند که جای مفرحی را نشان میدهند، اما برای او هرگز شاداب نیستند. شاعر longing و حسرت خود را از فقدان معشوق با زبانی شاعرانه ابراز میکند و در انتها به زیباییهای معشوق نیز اشاره دارد که عطر وجود او همه جا را پر کرده است.
هوش مصنوعی: ای دل شکسته، به خاطر درد تو در سینهام زخمهایی وجود دارد و عشق تو مانند چراغی در دل من میسوزد و روشنایی میدهد.
هوش مصنوعی: هر قلبی که به خاطر درد و اندوه تو رنج میکشد، دیگر نمیتواند از زیباییهای گلزار و باغها لذت ببرد.
هوش مصنوعی: دلهای ما به خاطر جدایی بسیار داغ و سوخته است، به طوری که تو باید بر احساسات خود آگاهی داشته باشی و به این داغها توجه کنی.
هوش مصنوعی: دل من در دام مصیبت تو گم شده و سالهاست که جانم به دنبال آن است که خبری از او بگیرد.
هوش مصنوعی: اگر ویژگیهای تو حسین را توصیف کنند، نفسهای جانافزای تو بوی خوشی به مشامها میرساند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
افروخته بهر طرف از گل چراغها
چون روی دلبران شده از لاله باغها
امراض حرص و مایه سوداء وداء عجب
بیرون کشیده باده لعل از دماغها
ای بر دلم ز وعدهٔ خام تو داغها
شبها در انتظار تو سوزم چراغها
بس روی آتشین که به یادت به خاک ماند
چون برگهای لاله بر اطراف باغها
عیشت مدام باد که مستان بزم تو
[...]
ای روشن از فروغ تو چشم چراغها
پر گل ز جوش حسن تو دامان باغها
نوروز شد که جوش زند خون باغها
از بوی گل، پری زده گردد دماغها
در رهگذار باد سحرگاه، نوبهار
[...]
ای فرش بوی سنبل زلفت دماغها
پامال شبنم گل روی تو باغها
امشب بیا به کلبهام ای رشک بوستان
کز روغن گل است لبالب چراغها
نامم میان سوختگان تا بلند شد
[...]
روزی به کوهپایه من و سرو ناز من
بودیم ره سپر به خم کوچهباغها
این سو روان به شادی و آن سو دوان به شوق
لبریز کردە از می عشرت ایاغها
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.