هر که او عاشق جمال بود
شاهدش خود گواه حال بود
گر بود پاکباز شاهد نیز
پاک و روشنتر از زلال بود
حال اگر برخلاف این باشد
دوستی هر دو را وبال بود
چشم خود را به آب شرم بشوی
تا که شایسته جمال بود
حیف باشد که دیده بیآب
تشنه مشرب وصال بود
هیمه ز آتش چو سرخ شد آخر
همه خاکستر و زگال بود
زر صافی نهاد را ز آتش
سرخرویی با کمال بود
وان که او مرد حال شد چو همام
فارغ از بند قیل و قال بود
هست امیدم که بهرهای ز وصال
یابد و فارغ از خیال بود


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ عشق و صفای دل صحبت میکند و بیان میکند که عاشق حقیقی کسی است که جمال معشوق را با دل پاک و بیآلایش درک میکند. در اینجا، بینایی و آگاهی به عشق و جمال، به عنوان شرطهای لازم برای درک واقعی وصال معرفی میشود. شاعر بر اهمیت پاکی و شفافیت در عشق تأکید میکند و تصریح میکند که اگر این شرایط رعایت نشود، دوستی به وبال تبدیل میشود. همچنین، شاعر امید دارد که در نهایت، عاشق از آرزوها و جزئیات دنیوی رها شده و بهرهای از وصال واقعی کسب کند.
هوش مصنوعی: هر کسی که عاشق زیبایی باشد، خود آن زیبایی گواه حال و وضعیت او خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر معشوقی آزاده و پاکدامن باشد، زیبایی و نورانیت او از زلال آب هم بیشتر و روشنتر خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر اوضاع به گونهای باشد که دوستی به سمت منفی برود، این دوستی برای هر دو نفر مشکلساز خواهد شد.
هوش مصنوعی: فرد باید چشم خود را با آب شرم شستشو دهد تا بتواند به زیبایی و ظرافت دست یابد.
هوش مصنوعی: دیدهای که تشنهی دیدار محبوب است، نباید بینصیب و بدون آبی بماند.
هوش مصنوعی: وقتی چوبها در آتش سرخ میشوند، در نهایت همهچیز به خاکستر و دوده تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: زر خالص، مانند آتشی سرخچهره، نتیجهای کامل و بینقص از تلاش و سختیهاست.
هوش مصنوعی: کسی که به حال و هوای خود رسیده، مانند همامی است که از همهی قید و بندها و حرفهای بیمعنا رها شده و آزاد است.
هوش مصنوعی: امیدوارم که از وصل محبوب بهرهمند شوم و از دغدغهها و خیالات رها باشم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شیر در خواب گنج و مال بود
روی نیکو و حلال بُوَد
ای بزرگی که پایه قدرت
اولش غایت کمال بود
آفتاب سعادتت آن نیست
کش پس استوار زوال بود
زین تحیت پس از دعا و ثنا
[...]
وصل بی درد و غم محال بود
دل افسرده بی وصال بود
ما نباشیم و این جلال بود
لم یزل بود لایزال بود
عشق پیرایه جمال بود
عشق سرمایه وصال بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.