گنجور

شمارهٔ ۸۱

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

ز کوی دوست مرا ناگزیر خواهد بود

وگر گذر همه بر تیغ و تیر خواهد بود

از آب دیده من در میان منزل دوست

به هر طرف که روی آبگیر خواهد بود

از بیم غیرت صاحب دلان دران منزل

گمان مبر که کسی جای گیر خواهد بود

مباش منکر فریاد ما که مستان را

همیشه بر در خوبان نفیر خواهد بود

مدام تا که بود نوبهار و موسم گل

ز عندلیب چمن پر صفیر خواهد بود

تو را که بر سرگل زلف عنبر افشان است

چه احتیاج به مشک و عبیر خواهد بود

به عهد روی تو ما را شب چهاردهم

کجا فراغت بدر منیر خواهد بود

در آن زمان که ز جان یک نفس بود باقی

هنوز یاد توام در ضمیر خواهد بود

میان مجمع صاحب دلان حدیث همام

چو هست ذکر شما دل پذیر خواهد بود



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید