گنجور

شمارهٔ ۸۰

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

اهل دل در هوس عشق تو سرگردانند

زاهدان شیوۀ این طایفه کمتر دانند

ذوق آموختنی نیست که آن وجدانی ست

عقلا جمله درین کار فرو می مانند

این چنین مست که ماییم ز خمخانه دوست

همه خواهند که باشند ولی نتواند

بت پرستان رخت طایفه توحیدند

مست و دیوانه عشق تو خردمندانند

آفتابی تو و اصحاب ملاحت انجم

در حضورت همه از دید ما پنهاند

هر یکی را سخنی در صفت منظوری ست

وصف روی تو که داند که همه حیرانند

مجلس افروز بهشت است جمال خوبان

نی چنان دان به حقیقت که بهشت ایشانند

هست صاحب نظران را هوسی با گل و سرو

کاندکی هردو به رخسار و قدت میمانند

گرمی از ذکر تو یا بند نه از شعر همام

در سماعی که غزلهای وراه میخوانند



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید