گنجور

شمارهٔ ۵۵

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

روی زیبا چون تماشا را به گلزار آورد

شاخ گل را شرم بادا گر گلی بار آورد

گر صبا از زلف او بویی به سوی چین برد

مشک را در نسافه آهو به ز نهار آورد

کار بوی زلف او دارد که هنگام صبوح

عاشقان را بی سماع و باده در کار آورد

اگر بیفشاند سر زلف پریشان صبحگاه

باد پیش عاشقان عنبر به خروار آورد

ور نگارد صورتش نقاش در بتخانه یی

هربتی نزدیک رویش سجده صد بار آورد

سوی زلفش می فرستادم صبا را تا مگر

پیش ما پیغامی از دلهای افگار آورد

نی خیال است این باگر بگذرد بر زلف او

حلقه زلفش صبا را هم گرفتار آورد

چشم مستش تاکند بنیاد عقل و دین خراب

زاهدان را مست ولا یعقل به بازار آورد

گر همام از چشم مستش بی خبر گردد رو است

چشم مستش بیخودی در عقل هشیار آورد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

246 نوشته:

بیتت دوم: نسافه -> نافه
بیت چهارم: اگر -> گر
بیتهفتم: با گر -> صبا گر

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.