به شب ماهی میان کاروان است
که روی او دلیل ساربان است
چه جای ساربان کاندر پی او
ز دلها کاروان بر کاروان است
عجب آید مرا زان رهزن دل
که در شب رهنمای رهروان است
چنین صورت ز آب و گل نیاید
مگر جانی به شکل تن روان است
چنین ماهی چو بر روی زمین هست
زمین را صد شرف بر آسمان است
به زیر سایه کی بودهست خورشید
رخش خورشید و زلفش سایبان است
به هر منزل که میراند به تعجیل
دو اسبه جان ما در پی دوان است
به هر منزل که کرد آنجا گذاری
نشان رویهای عاشقان است
به از کحل جواهر دیدهها را
غبار موکب جان و جهان است
دل نامهربان ساربان را
فراغت از همام مهربان است
بگو آهسته ران محمل کشان را
که همراهت فقیری ناتوان است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی شب، ماهی و کاروان است و به توصیف زیباییها و احساسات عاشقانه میپردازد. شاعر از ساربان و راهنمایی او صحبت میکند و از عشق و دلباختگی میگوید. او به تأثیر روشنایی ماه بر زمین اشاره دارد و آن را برتر از آسمان میداند. همچنین، در اشاره به سایه خورشید و زیباییها، حسرت و نیاز دلهای عاشق را بیان میکند. شاعر از مشکلات و فقر نیز سخن میگوید و از ساربان میخواهد که با احتیاط براند، زیرا در دل فقرایی ناتوان عشق و آرزو نهفته است. این اشعار حسرت، عشق و زیبایی را به زیبایی نمایش میدهد.
هوش مصنوعی: در شب، ماهی در میان کاروان در حال حرکت است و نور او راهنمای کاروان است.
هوش مصنوعی: چه جایی برای ساربان است وقتی دلها را کاروانی به دنبال اوست؟
هوش مصنوعی: عجب میکنم از آن دلی که خود، دزد است ولی در شب به دیگران راهنمایی میکند.
هوش مصنوعی: چنین چهرهای که از آب و گل ساخته شده، نمیتواند به وجود بیاید مگر اینکه روحی در قالب بدن جاری باشد.
هوش مصنوعی: وقتی چنین ماهی در دنیا وجود دارد، ارزش زمین از آسمان بیشتر است.
هوش مصنوعی: در زیر سایه کی، خورشید زیبایی وجود ندارد و زلفهای او همچون سایهبان است.
هوش مصنوعی: در هر مسیری که پیش میرویم، دو اسب شاداب و پرتوان جان ما به سرعت در حال حرکت هستند و ما را به جلو میرانند.
هوش مصنوعی: هر کجا که شخصی قدم گذاشته، ردپای عشق و نشانههایی از معشوق را به جا گذاشته است.
هوش مصنوعی: بهتر از جواهراتی که در چشمهاست، غبار و نشانههای گزرگاه زندگی و وجود مان وجود دارد.
هوش مصنوعی: دل سرد و بیرحم ساربان به خاطر نبود همدلی و محبت، آرامش و آسودگی یافته است.
هوش مصنوعی: به آرامی به افرادی که بار و محموله حمل میکنند بگو که همراه تو کسی فقیر و ناتوان وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو ایزد را دهشها بی کران است
پذیرفتن مرو را همچنان است
بگردان روی دل از فکرت بد
که بد کردن نه کار بخردان است
بدی اندیشه کردن در حق خلق
بدی کار تو در وی نهان است
کسی که نیکی اندیشد به هر کس
[...]
اساس شرع او ختم جهان است
شریعتها بدو منسوخ از آن است
جهانی جان چو پروانه از آن است
که آن ترسا بچه شمع جهان است
به ترسایی درافتادم که پیوست
مرا زنارِ زلفش بر میان است
درآمد دوش آن ترسا بچه مست
[...]
چه روی است آن که پیش کاروان است
مگر شمعی به دست ساروان است
سلیمان است گویی در عماری
که بر باد صبا تختش روان است
جمال ماه پیکر بر بلندی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.