گنجور

شمارهٔ ۲۱۴

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

می کند بوی تو با باد صبا همراهی

خلق را می دهد از بوی بهشت آگاهی

اثر کفر نماندی به جهان از رویت

کر نکردی سر زلفت مدد گمراهی

خجلم زان که به رخسار تو گویم ماهی

کز تو تا ماه تمام است زمه تا ماهی

آفتاب است که مشهور جهان است به حسن

چشم بد دور زرویت که چومه پنجاهی

ما گدایان شرف از خاک درت یافته ایم

همه خواهند تورا تا تو که را می خواهی

گر بود سوی همامت نظری ور نبود

آستانت نفروشیم به تخت شاهی

همه جویند تورا تا تو که را میجویی

از درت دور نگردد چو سگ خرگاهی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید