گنجور

شمارهٔ ۱۹۷

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

کیست کاین فتنه نشاند که تو می آغازی

کیست بر روی زمین کش تو نمی اندازی

نیست در جمله جهان مثل تو صاحب حسنی

چشم را گوی که زو دیده ام این غمازی

پیش ازان کز غم تو خانه بپردازد دل

خوش بود گر نفسی با دل من پردازی

همچو نایم به دم وناله بسی داشته اند

چه بود نیز چو چنگم نفسی بنوازی

گرشود جمله جهان خصم مپندار که دست

دارم از دامنت ای دوست به بازی

ذره یی کم نکنم در هوست هیچ عیار

بازی گر صدم بار چو زر در غم خود بگدازی

نازنینی و شد اندر سر ناز تو همام

شد حقیقت که بدان روی نکو مینازی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید