گنجور

شمارهٔ ۱۶۴

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

ملامت می کند دشمن مرا در عشق ورزیدن

به چشم عاشقان باید جمال شاهدان دیدن

نگردانند بدگویان مرادوراز نکورویان

به آواز سگان نتوان ز کوی دوست گردیدن

میان خلق می باید که عاشق راز نگشاید

ولی هرگز نمی شاید به گل خورشید پوشیدن

ملامت با دپندارم چووصل دوست می خواهم

به هر بادی نمی شاید چو برگ بیدلرزیدن

تورا ای ماه خرگاهی رسد بر دلبران شاهی

باید جمله خوبان را زمین پیش تو بوسیدن

از روی خوب می بینم جهان پر فتنه و غوغا

وزینجاگشت هم پیدا طریق بت پرستیدن

از عکس روی چون ماهت به شب روشن شود راهت

کسی را سوی خرگاهت نباید راه پرسیدن

تماشا را اگر روزی میان باغ بخرامی

نباشد باغبانان را دگر پروای گل چیدن

دهان غنچه خوش باشد سحر که چون شود خندان

ولی ذوقی دگر دارد لبت هنگام خندیدن

به صورت سرو می ماند به بالای خوشت لیکن

چه داند سرو بی معنی چنین شیرین خرامیدن

اگر بیرون کند بلبل ز سر سودای روی گل

بود امکان که باز آید همام از عشق ورزیدن



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

طهرانی اصل نوشته:

بیت چهارم
مصراع اول
ملامت با دپندارم ، دپندارم که حتما اشتباه تایپیه لطفا درستش کنید نمی دونم اصل کلمه چیه
البته چندتای دیگه رو هم دیدم اشعار این شاعر این شاعر اشتباه تایپی زیاد داره

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید