گنجور

شمارهٔ ۱۵۸

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

خیالی بود و خوابی وصل یاران

شب مهتاب و فصل نو بهاران

میان باغ و بار سرو بالا

خرامان بر کنار جویباران

چمن میشد ز عکس عارض او

منور چون دل پرهیزگاران

سر زلفش زباد نوبهاری

چو احوال پریشان روزگاران

گذشت آن نوبهار حسن و بگذاشت

دل و چشمم میان برف و باران

خداوندا هنوز امیدوارم

بده کام دل امیدواران

همام از نوبهار و سبزه و گل

نمی یابد صفا بی روی یاران

وهار و ول وه جانانه دیم خوش بی

وی آنان مه ول با همه وهاران



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ایرانی نوشته:

بیت آخر این غزل زیبا در واقع سندی است تاریخی و ادبی و دلیلی محکم و قوی برای اثبات اینکه زبان قدیم مردم آذربایجان پهلوی ( فارسی میانه ) بوده است.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.