گنجور

شمارهٔ ۱۲۶

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

زهی مقبل که شد پیش تو مقبول

بود دایم به سودای تو مشغول

اگر از رویت نیابد عقل نوری

ز بینایی شود جاوید معزول

مثال روی تو با دیدۀ ما

مثال آفتاب و چشم معلول

حیات جاودانی آن کسی یافت

که شده از تیر مژگان تو مقتول

چه حاصل اهل حکمت را از تحصیل

چو غیر از گفت و گویی نیست محصول

گر از عشقت کنم شکلی تصور

نه جنس وفصل ونه موضوع ومحمول

همام از عشق گوید داستان ها

که با معشوق نتوان گفت معقول



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید