گنجور

 
حیدر شیرازی

آمد به در مسجد آدینه نگاری

یاقوت لبی، سنگدلی، سیم عذاری

شوخی شکری شیوه گری شهره ی شهری

سروی سمنی گل بدنی تازه بهاری

شکر سخنی، نوش لبی، پسته دهانی

شمشاد قدی، به زنخی، لاله عذاری

بر رهگذرش عاشق و دل خسته نشستم

تا باز کند بر من دل خسته گذاری

باز آمد و بگذشت و من خسته نشسته

بر رهگذرش در هوس بوس و کناری

گفتم نظری کن که ز مهر تو نهادم

بر پشت دل از آرزوی روی تو باری

گفتار برو ای حیدر بیدل که چه باشد

گر بارکشی در شب و روز از غم یاری

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فرخی سیستانی

ای باد بهاری خبر از یار چه داری

پیغام گل سرخ سوی باده کی آری

هم ز اول روز از تو همی بوی خوش آید

گویی همه شب سوخته ای عود قماری

زلف بت من داشته ای دوش در آغوش

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
قطران تبریزی

ای آنکه تو بر ساعد اقبال سواری

ای آنکه تو بر مرکب فرهنگ سواری

آرام دل شهری و کام دل شاهی

خورشید بزرگانی و امید تباری

نام تو جوانشیر نه بیهوده نهادند

[...]

مسعود سعد سلمان

گرد باد خزان کرد به ما به رحیل آری

وز لشکر نوروز برآورد دماری

دارم چو تو بت روی و دلارام نگاری

سازم ز جمال تو من امروز بهاری

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
سنایی

با چشم چو بحرم ز گهر خنده نگاری

با عیش چو زهرم به شکر بوسه شکاری

برگرد بناگوش چو عاجش خط مشکین

چون دای رخ کز شب بکشی گرد نهاری

خورشید نماینده بتی ماه جبینی

[...]

مولانا

ای جان گذرکرده از این گنبد ناری

در سلطنت فقر و فنا کار تو داری

ای رخت کشیده به نهان خانه بینش

وی کشته وجود همه و خویش به زاری

پوشیده قباهای صفت‌های مقدس

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه