آمد به در مسجد آدینه نگاری
یاقوت لبی، سنگدلی، سیم عذاری
شوخی شکری شیوه گری شهره ی شهری
سروی سمنی گل بدنی تازه بهاری
شکر سخنی، نوش لبی، پسته دهانی
شمشاد قدی، به زنخی، لاله عذاری
بر رهگذرش عاشق و دل خسته نشستم
تا باز کند بر من دل خسته گذاری
باز آمد و بگذشت و من خسته نشسته
بر رهگذرش در هوس بوس و کناری
گفتم نظری کن که ز مهر تو نهادم
بر پشت دل از آرزوی روی تو باری
گفتار برو ای حیدر بیدل که چه باشد
گر بارکشی در شب و روز از غم یاری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوقه میپردازد که به مسجد آمده است. او با استفاده از تصاویری مانند "یاقوت لب" و "قَدِ شمشاد" جذابیت و لطافت این معشوق را به تصویر میکشد. شاعر در حسرت و آرزوی او نشسته و از او انتظار نگاهی میکشد. او به شدت تحت تأثیر زیبایی این دختر قرار گرفته و در دل خود آرزوی نزدیکی به او را دارد. در نهایت، شاعر به بیقراری خود اشاره میکند و از غمهایش میگوید.
هوش مصنوعی: در روز جمعه، زیبایی با لبهایی همچون یاقوت و دل سختی به مسجد آمد؛ زیبایی که مانند سیم نازک و لطیف است.
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و شگفتی یک دختر زیبا اشاره شده است که با ظاهری دلربا و شاداب، مانند گلهای بهاری، توجه همگان را جلب میکند. او با جذابیت و لطافت خود در بین مردم شهر معروف است و این ویژگیها او را خاص و منحصر به فرد کرده است.
هوش مصنوعی: این جملات توصیف زیباییها و جذابیتهای ظاهری یک شخص هستند. بیانگر این است که سخن او شیرین است و لبهایش خوشفرم و دلنشین. همچنین به زیبایی چهرهاش و قد کشیدهاش اشاره شده است و در نهایت، اشارهای به عطر و زیبایی او که همچون گلها و میوههای خوشمزه است. این توصیفها حالتی عاشقانه و غزلی دارد که زیبایی و جذابیت را در عشق و محبت جستجو میکند.
هوش مصنوعی: من در راه او نشستهام، به امید اینکه او بدهد که دل دلخستهام را دوباره به یاد آورد و به من توجه کند.
هوش مصنوعی: او بازگشته و از کنار من عبور کرده، و من که خسته و نشستهام، در آرزوی بوسه و نزدیک شدن به او هستم.
هوش مصنوعی: به او گفتم نگاهی به من بینداز، چرا که به خاطر عشق و آرزوی دیدن روی تو، بار سنگینی بر دل من نشسته است.
هوش مصنوعی: ای حیدر بیدل، بگو که چه اهمیتی دارد اگر در هر لحظه از شب و روز، درد و غم یاری را بر دوش بکشی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای باد بهاری خبر از یار چه داری
پیغام گل سرخ سوی باده کی آری
هم ز اول روز از تو همی بوی خوش آید
گویی همه شب سوخته ای عود قماری
زلف بت من داشته ای دوش در آغوش
[...]
ای آنکه تو بر ساعد اقبال سواری
ای آنکه تو بر مرکب فرهنگ سواری
آرام دل شهری و کام دل شاهی
خورشید بزرگانی و امید تباری
نام تو جوانشیر نه بیهوده نهادند
[...]
گرد باد خزان کرد به ما به رحیل آری
وز لشکر نوروز برآورد دماری
دارم چو تو بت روی و دلارام نگاری
سازم ز جمال تو من امروز بهاری
با چشم چو بحرم ز گهر خنده نگاری
با عیش چو زهرم به شکر بوسه شکاری
برگرد بناگوش چو عاجش خط مشکین
چون دای رخ کز شب بکشی گرد نهاری
خورشید نماینده بتی ماه جبینی
[...]
ای جان گذرکرده از این گنبد ناری
در سلطنت فقر و فنا کار تو داری
ای رخت کشیده به نهان خانه بینش
وی کشته وجود همه و خویش به زاری
پوشیده قباهای صفتهای مقدس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.