گنجور

غزل شمارهٔ ۷۸

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

در مجلس اگر او نظری با دگری داشت

دانند حریفان که در آن هم نظری داشت

هر لاله، که با داغ دل از خاک برآمد

دیدم که: ز سودای تو پر خون جگری داشت

امروز سر زلف تو آشفته چرا بود؟

گویا ز پریشانی دلها خبری داشت

فریاد! که رفت از سرم آن سرو، که عمری

من خاک رهش بودم و بر من گذری داشت

با جام و قدح عزم چمن کرد، چو نرگس

هر کس که درین روز بکف سیم و زری داشت

زین مرحله آهنگ عدم کرد هلالی

مانند غریبی، که هوای سفری داشت



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

mehdi نوشته:

این غزل توسط استاد ایرج (حسین خواجه امیری) در بیات ترک خیلی عالی اجرا شده ….

👆☹

محسن نوشته:

بیت اول به طریق دیگری توسط استاد ایرج خوانده شده است:
در مجلس اگر با من‌مسکین نظری داشت
دانند حریفان که در او هم نظری بود

👆☹

دریای سخن