گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۱

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

هر خوبییی، که از همه خوبان شنیده ایم

امروز در شمایل خوب تو دیده ایم

مشکل حکایتیست، که از ماجرای عشق

حرفی نگفته ایم و سخن ها شنیده ایم

ما را براه عشق تو آرام و خواب نیست

از بیخودیست گر نفسی آرمیده ایم

هر کس گرفت کام دل از میوه نشاط

ما خود ز باغ عشق گلی هم نچیده ایم

رندیم و می کشیم و همینست کار ما

عمری سبوی مجلس رندان کشیده ایم

جایی رسیده ایم که از خود گذشته ایم

از خود گذشته ایم و بجایی رسیده ایم

هرگز بجانب مه نو راست ننگریم

کز شوق ابرویت چو هلالی خمیده ایم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور