گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۳

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

عجب! که رسم وفا هرگز آن پری داند

پری کجا روش آدمی گری داند؟

دلم بعشوه ربود اول و ندانستم

که آخر اینهمه شوخی و دلبری داند

بعاشقان ستم دوست عین مصلحتست

که شاه مصلحت کار لشکری داند

حدیث لعل خود از چشم درفشانم پرس

که قد گوهر سیراب گوهری داند

بناز گفت: هلالی کمینه بنده ماست

زهی سعادت! اگر بنده پروری داند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام