گنجور

شمارهٔ ۸۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

نبرد جلوهٔ گل جانب گلزار مرا

می برد نالهٔ مرغان گرفتار مرا

بس که در پای گلی شب همه شب نالیدم

خون دل می چکد از غنچهٔ منقار مرا

برده دل را و سر غارت ایمان دارد

نگه شوخ تو آورده به زنهار مرا

بود آیا که شبی باز به خوابش بینم؟

شمع بالین شود، این دولت بیدار مرا

سر هم بزمی خورشید ندارم چو مسیح

بگذارید در این سایهٔ دیوار مرا

ابر هرگز نکند دامن دریا خالی

دل کجا می شود از گریه سبکبار مرا؟

بس که ابنای زمان جمله دنی طبعانند

از بها می فکند، جوش خریدار مرا

افعی نرم نما، دشمن جان است حزین

حذر افزون بود از مردم هموار مرا



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط