گنجور

 
حزین لاهیجی

گل را ورقم رونق بازار شکسته

این خامه کله گوشه به گلزار شکسته

صد جا شکن طره آشفته دلیهاست

آهی که مرا بر لب اظهار شکسته

شادیم که زندان غم آباد جهان را

سیلاب حوادث در و دیوار شکسته

صیاد مرا حاجت دام و قفسی نیست

بال و پر مرغان گرفتار شکسته

رسوای خماریم درین کهنه خرابات

پیمانهٔ ما بر سر بازار شکسته

این گریه ز اندازه برون است همانا

دل در بغل دیدهٔ خونبار شکسته

سودای رخ و زلف تو در بتکده دل

قدر صنم و قیمت زنار شکسته

با عاشق و معشوق نگاه تو حریف است

نشتر به رگ جان گل و خار شکسته

خون دل صدپاره حزین ، از نفست ریخت

غم زخمهٔ کاری به رگ تار شکسته

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سوزنی سمرقندی

ای رنگ رخت گونه گلنار شکسته

یک موی تو صد طبله عطار شکسته

وز خجلت بالای تو در هر چمن و باغ

افکنده سر سرو و سپیدار شکسته

بازار نکوئی بتو افروخته وز تو

[...]

بابافغانی

بازم ز جفایی دل افگار شکسته

بیداد گلی در جگرم خار شکسته

آه از دل آن مست که می خورده باغیار

ساغر بسر یار وفا دار شکسته

دیگر چه ملامت بود از جنگ رقیبان

[...]

نظیری نیشابوری

در بند تو زنجیر گرفتار شکسته

زندان شده صد رخنه و دیوار شکسته

زین بیش شکرخنده حلاوت نفروشد

طوطیم ز شکر سر منقار شکسته

از بس که عنان پیچد ازان چهره نگاهم

[...]

ابوالحسن فراهانی

تا کی کنی آزار من زار شکسته

آزردگی ای هست در آزار شکسته

بیهوده چه رنجم که زمن زود گذشتی

زودی گذرند از بر دیوار شکسته

آسان نرود محنت هجران تو از دل

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه