گنجور

شمارهٔ ۷۴۲

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

چه خوش است با خیال تو نهفته رازکردن

به زبان بی زبانی سر شکوه بازکردن

سر راه جلوه ات را به صد آرزوگرفتن

نگه نیازمندی، به غرور و نازکردن

به ره سمند نازت دل و دین فشانی از ما

به دیار کفر و ایمان ز تو ترکتاز کردن

ز تو پرسشی و از من پی شُکر این نوازش

سر زخم دل گشودن، شط خون نیازکردن

دل و دین فدای طورت، به کدام مذهب است این

می مدعی کشیدن، ز من احتراز کردن؟

به تبسمی دلم ده، که به رغم بخت خواهم

گله از جفای هجران به تو دلنواز کردن

تو به شام تیرهٔ خط، رخ مهر تا نهفتی

شب و روز را نیارم، ز هم امتیازکردن

نمکین بود که صحبت به تو اتفاقم افتد

من و سوز عشق گفتن، تو و عشوه سازکردن

نبود بهار و دی را بر خار خشک فرقی

دم عیش را ندانم ز غم امتیاز کردن

همه فخر ماست لیکن، ز تو شهسوار حیف است

پی صید صعوهٔ دل، مژه شاهبازکردن

به جهان جز این تمنا نبود حزین ما را

غم او به برکشیدن، در دل فرازکردن



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور