گنجور

شمارهٔ ۵۷۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

قیامت شد به پا از جلوه نوخیز شمشادش

تماشا در بهشت افتاد، از حسن خدادادش

شمارد موج نقش جویباران، طوق قمری را

سر و برگ گرفتاران ندارد سرو آزادش

برآرد ناز شیرین شعله ها از خرمن خسرو

چو گیرد بیستون را زیر برق تیشه فرهادش

دمد بوی بهار عشق، افسون گرفتاری

قفس در زیر پر دارند، مرغان چمن زادش

دل شوریدهٔ من می خروشد با شب آهنگان

نمی داند گران خواب فراموشی ست صیادش

نه تاب ناله دارم نه تمنای وفا امّا

چه سازد دل، که عاشق شکوه افتاده ست بیدادش

حزین افکندی از کف خامهٔ شیرین نوا اما

چو بانگ تیشه در کوه و کمر پیچید فریادش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان