بود یارم غم دیرینهء خویش
پریزادم دل بی کینهٔ خویش
عنانم درکف طفلی ست خود رای
ندانم شنبه و آدینهٔ خویش
بود عمری که می سازد چو شیران
تن آزاده با پشمینهء خویش
به امّیدگشاد تیر نازی
هدف دارم به حسرت سینهٔ خویش
نیاراید بساطم را متاعی
چو داغم، گوهر گنجینهٔ خویش
نمی باشد خماری مستیم را
خرابم از می پارینهٔ خویش
حزین از هر دو عالم تافتم روی
ز دل کردم چو آب، آیینه خویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حال و درون فردی میپردازد که با غم و دردهای خود دست و پنجه نرم میکند. او به یاد یارانی است که در گذشته داشته و حسرتهایی را در دل دارد. شخص در این poem بیان میکند که کنترل احساساتش در دستانی است که همچون کودک خودرای است و از روزهای هفته بیخبر است. همچنین به آزادی و شجاعت خود اشاره کرده و میگوید که اگرچه در زندگیاش با مشکلات زیادی روبرو شده، اما هنوز هدفی در دل دارد و به دنبال تحقق آرزوها و خواستههایش است. او از تنهایی و ناامیدی ناشی از گذشتهاش حرف میزند و به نوعی به عواقب عشق و زندگیاش میپردازد. در انتها، او خود را در میان دو جهان حسرت و غم مییابد و سعی دارد برای آرامش درونی، دل خود را همچون آب آیینه شفاف کند.
هوش مصنوعی: دوست من، غمهای قدیمیام را فراموش کردهام و اکنون با دلی پاک و بدون کینه به زندگی ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: من کنترل زندگیام را به دست کسی سپردهام که خودمختار است و نمیدانم روزهای زندگیام، مانند شنبه و جمعه، چگونه سپری میشوند.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که آدمی مانند شیران، با شجاعت و آزادی، زندگی میکند و به خود میبالد.
هوش مصنوعی: به امید این که تیر عشق به هدف بنشیند، در دل خود حسرتی را احساس میکنم.
هوش مصنوعی: من تنها چیزی که به ارزشش میارزد ندارم؛ تنها احساس تلخی مانند داغی در دل دارم و هیچ گوهری از گنجینه خودم ندارم که بر سر بساطم بگذارم.
هوش مصنوعی: من تحت تاثیر نوشیدنیای که سالها پیش نوشیدم، خراب و پریشان حال هستم و حالا به اندازهای مست شدهام که هیچ چیز نمیتواند آن را تغییر دهد.
هوش مصنوعی: حزین از دو جهان ناامید و دلشکسته شدم و چهرهام را با دل پاک و صاف کردم، مانند آب که خود را در آیینه نشان میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پس آنگه خواند آذین را بر خویش
بدو گفت ای به من شایسته چون خویش
اگر تو ترک کردی صورت خویش
حجاب بیشکی برخیزد از خویش
معلم را نمیآزردم از خویش
صبوری مینمودم پیشهٔ خویش
خبر دار از دل بیگانه و خویش
چو صاحبخانه از کاشانه خویش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.