گنجور

شمارهٔ ۵۲

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

بلا شد گوشهٔ چشم ترحم بی گناهان را

نگه٬ تیغ سیه تاب است٬ این مژگان سیاهان را

ز چشم مست دارد یاد، ساقی باده پیمایی

درٻن مجلسکه ساض داد، یارب خرشنگاهال را؟

سر تسلیم می سایم، به خاک عجز و می ‎کنم

شکست دل مبارک باد، خیل کج کلاهان را

ندارد بت پرستی عیب و عار خود پرستیدن

خدا توفیق کیش کفر بخشد، دین پناهان را

به هر خاری به دشت آتش زدم از گرم رفتاری

چراغی داشتم در پیش پا، گم کرده راهان را

توان این نکته فهمید از ادای چشم قربانی

که هستی در تماشا محو شد، حیرت نگاهان را

حزین از دیده می پالم نگاه حسرت آلودی

که از آغوش مژگان داده ام، خاک صفاهان را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی