گنجور

 
غالب دهلوی

تعالی الله به رحمت شاد کردن بی‌گناهان را

خجل نپسندد آزرم کرم بی‌دستگاهان را

خوی شرم گنه در پیشگاه رحمت عامت

سهیل و زهره افشانده ز سیما روسیاهان را

زهی دردت که با یک عالم آشوب جگرخایی

دود در دل گدایان را و در سر پادشاهان را

به حرفی حلقه در گوش افگنی آزادمردان را

به خوابی مغز در شور آوری بالین‌پناهان را

ز شوقت بی‌قراری آرزو، خارا نهادان را

به بزمت لای‌خواری آبرو، پرویزجاهان را

به بزمت شادم اما زین خجالت چون برون آیم؟

که رشکم، در جحیم افگند، خلد آرامگاهان را

به دل‌ها ریختی یکسر شکستن هم ز یزدان دان

که لختی بر خم زلف و کله زد، کج‌کلاهان را

بنازم خوبی خونگرم محبوبی که در مستی

کند ریش از مکیدن‌ها زبان عذرخواهان را

به می آسایش جان‌ها بدان ماند که ناگاهان

گذر بر چشم افتد، تشنه‌لب گم‌کرده‌راهان را

ز جورش داوری بردم به دیوان، لیک زین غافل

که سعی رشکم از خاطر برد نامش گواهان را

گسست تار و پود پرده ناموس را نازم

که دام رغبت نظاره شد رسوانگاهان را

نشاط هستی حق دارد از مرگ ایمنم غالب

چراغم چون گل آشامد نسیم صبحگاهان را

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
محتشم کاشانی

بگو ای باد آن سر خیل رعنا پادشاهان را

سر کج افسران تاج سر زرین کلاهان را

همه محزون گدازان آفتاب مضطرب سوزان

شه اشفته حالان خسرو مجنون سپاهان را

تو ای سلطان خرم دل که از مشغولی غیرت

[...]

فیاض لاهیجی

نمی‌دانم چه آیین است کافر کج‌کلاهان را

که شیر دایه پندارند خون بی‌گناهان را

ز حاکم غافلی ظالم نمی‌دانی که می‌باید

غم امیدواران بیشتر امیدکاهان را

به شوخی‌های انصاف تو نازم در صف محشر

[...]

بیدل دهلوی

الهی پاره‌ای تمکین رم وحشی نگاهان را

به قدر آرزوی ما شکستی‌کج‌کلاهان را

به‌محشرگر چنین باشد هجوم حیرت قاتل

چو مژگان بر قفا یابند دست دادخواهان را

چه‌امکان است خاک ما نظرگاه بتان گردد

[...]

حزین لاهیجی

بلا شد گوشهٔ چشم ترحم بی‌گناهان را

نگه٬ تیغ سیه‌تاب است، این مژگان‌سیاهان را

ز چشم مست دارد یاد، ساقی باده‌پیمایی

در این مجلس که ساغر داد یا رب خوش‌نگاهان را؟

سر تسلیم می سایم، به خاک عجز و می ‎کنم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حزین لاهیجی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه