چشم تو برانگیخت ز دل ذوق کهن را
در کام ورع ریخت می توبه شکن را
تا نام شب وصل تو آمد به زبانم
چون شمع لبم می مکد از ذوق دهن را
در دل شکند یا به لب آید؟ چه صلاح است؟
پیچیده خروشی به گلو مرغ چمن را
از زندگی بیهده چندان شده ام سیر
کز رشتهٔ جان ساخته ام تار کفن را
از محرمی شانه به آن طره چه گل کرد؟
کاشفتگیی هست سر زلف سخن را
چون عاشق مشتاق، گشاید مژه آغوش
در غربت اگر یاد کنم خاک وطن را
مشکین سخنی خامه ام انگشت نماکرد
از نافه شناسند، غزالان ختن را
بر روی تو حیران پریشانی زلفم
سنبلکده کرده ست، گریبان سخن را
هرکس نفسش بوی دل خسته ندارد
از چاه برآورده تهی دلو و رسن را
شاید که کند راه غلط، پیک نسیمی
بگشای حزین ، روزنه بیت حزن را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حس و حال عاشقانه و همچنین درد و اندوه شاعر است. شاعر از ذوق و شوقی که در دلش زنده شده صحبت میکند و به تأثیر نام معشوق بر زبان و دلش اشاره دارد. او از زندگی بیهدف خسته و دلزده است و به تأمل در عشق و یاد وطن میپردازد. شاعر همچنین به زیبایی و پیچیدگیهای عشق و بیان احساساتش در قالب کلمات میپردازد و در نهایت، یک حس غم و غمگینی از دوری از معشوق و وطن را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: چشم تو شوق قدیمی را در دل زنده کرد و در کام پاکی، نوشیدنی را که توبه را میشکند، ریخت.
هوش مصنوعی: وقتی نام شب وصال تو بر زبانم میآید، مثل شمعی که آب میشود، لبم از شادی ذوق میکد.
هوش مصنوعی: آیا باید در دل نگه داشته شود یا بر زبان برود؟ چه کار درستتر است؟ صدایی در گلو مانده که مانند مرغی در چمن نغمه سر میدهد.
هوش مصنوعی: از زندگی بیفایده به حدی خسته شدهام که انگار از وجود خود، پارچهای برای کفن ساختهام.
هوش مصنوعی: چه کسی در محرم، شانه ای به آن گیسوی زیبا زد؟ این نشاندهنده زیبایی و شکوهی است که در زیر صحبتها و کلمات نهفته است.
هوش مصنوعی: وقتی که عاشق و مشتاق هستم، در دوری از وطن، اگر یاد میهنم را داشته باشم، مانند کسی که در آغوش کشیده میشود، چشمانم را میگشایم.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و خاص بودن بیان خود اشاره میکند. او میگوید که کلماتش مانند یک قلم زیبا و خاص هستند که توجه همگان را جلب میکنند. این کلمات به اندازهای شگفتانگیز و جذابند که مانند عطر مشک، میتوانند دیگران را به خود جلب کنند و بخصوص به ناز و زیبایی غزالان ختن اشاره میکند که مظهر زیباییاند. این بیان، نشاندهندهی قدرت کلمات و تأثیر عمیق آنها بر ذهن و احساسات مردم است.
هوش مصنوعی: حیرت و سردرگمی من به خاطر زیباییهای تو، در دل زلفهای پریشانم، گویای رازهایی است که در وجودم موج میزند.
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش از غم و بیحالی پر نشده و حال خوشی دارد، خود را از سختیها و مشکلات رها کرده و به خوشی و آرامش رسیده است.
هوش مصنوعی: شاید نسیمی با خود پیامی از غم و اندوه بیاورد و دریچهای به دنیای غم و ناراحتی بگشاید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
واجب بود از راه نیاز اهل زمن را
در خواستن از حق بدعا شیخ حسن را
آنسایه یزدان که چو خورشید بیاراست
رایش بصفا روی زمین را و زمن را
در رسته بازار هنر ملک خریدست
[...]
گل خلعت نو داد دگر شاخ کهن را
بر سلطنت حسن سجل ساخت چمن را
شاخ گل خوش بو به ره باد سحرگاه
بگشود سر نافه غزالان ختن را
شد لاله به خمیازه به یاد می لعلت
[...]
چشمت بفسون بسته غزالان ختن را
آموخته طوطی ز نگاه تو سخن را
پیداست که احوال شهیدانش چه باشد
جائیکه بشمشیر ببرند کفن را
معلوم شد از گریه ابرم که درین باغ
[...]
دلگیر کند غنچه من صبح وطن را
در خاک کند کلفت من سرو چمن را
یوسف نه متاعی است که در چاه بماند
از دیده بدخواه چه پرواست سخن را؟
از داغ ملامت جگر ما نهراسد
[...]
گل با سر بازار بسنجد چو چمن را
بازر به ترازو ننهد خاک وطن را
بر سرو، نسیم سحری برگ گل افشاند
بنگر به گلستان دم طاووس چمن را
ای هم نفسان سیر چمن فرع دماغ است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.