گنجور

شمارهٔ ۴۹۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

زاهد از حلقهٔ ما چون دگران برخیزد

کف زنان، جامه دران، رقص کنان برخیزد

پردهٔ دیده حجاب است میان من و دوست

خرّم آن روز که این هم ز میان برخیزد

خوار و پامال تر از سایهٔ افتاده منم

از کنارم اگر آن سرو روان برخیزد

سینه، دل را چه خیال است کند زندانی؟

زین قفس بلبل ما، بال فشان برخیزد

با تو در خلوت دل وصل تو را می خواهم

کز میان کلفت روزان و شبان برخیزد

هر جفایی که کنی راحت جان است ولی

رسم انصاف مبادا ز جهان برخیزد

برکش از دل نفس مولوی روم، حزین

تا ز گلزار سمن، رنج خزان برخیزد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان