خالی دمی ز درد تو این ناتوان نبود
بی ناله های زار، نی استخوان نبود
گلزار حسن توست کز آدم دمیده است
هرگز مرا به مشت گلی این گمان نبود
زلف تو داشت جانب کوتاه دستیم
هرگز ز نارسایی خویشم زبان نبود
خود را چرا ز میکده بیرون برد کسی؟
تقصیر بیخودی ست که درکف عنان نبود
آخر حجاب حسن به بیگانگی کشید
یاد آن زمان که ما و تویی در میان نبود
داغ جهان فروز کنار دل من است
آن گوهری که در صدف بحر و کان نبود
کاش آن گل شکفته در آغوش خار و خس
می زد پیاله لیک به ما سرگران نبود
احوال ناتوانیم از چشم خود شنید
کار زبان نبود اگر ترجمان نبود
فارغ تویی و گرنه به کویت ز دیده ام
هرگز نشد که قاصد اشکی روان نبود
دردت نصیبهٔ دل اغیار هم رساند
هرگز متاع جور چنین رایگان نبود
سر تا به پای، محشر زخم تغافلم
تیری دگر به کیش تو ابرو کمان نبود
در زیر بال خود گذراندم بهار و دی
کاری مرا به خار و خس آشیان نبود
عمری حزین نشانهٔ آن غمزه بودهای
یاد زمانه ای که وفا بی نشان نبود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و عذابی عمیق از فقدان و احساس ناامیدی عاشق است. شاعر از غم و اندوه ناشی از دوری معشوق سخن میگوید و احساس میکند که زندگیاش تحت تأثیر زیبایی و وجود معشوق قرار دارد. او به یاد روزهایی که با هم بودند میافتد و نارساییهای موجود در روابط انسانی را مورد انتقاد قرار میدهد. شاعر همچنین به احساس تنهایی و دردی که از عشق به دیگران نیز رسیده است اشاره میکند. در نهایت، شعر به دلتنگی و غم ناشی از عدم وفا و از دست دادن عشق میپردازد.
هوش مصنوعی: بدون همراهی با درد و غمم، این انسان ضعیف قادر به نفس کشیدن نیست. اگر نالۀ زاری در میان نباشد، نفس کشیدن مانند بدون وجود استخوان خواهد بود.
هوش مصنوعی: محل زیبایی توست که از زمان آدم به وجود آمده است و هرگز فکر نمیکردم که من هم بخشی از این زیبایی باشم.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و جذابیت زلف معشوقهاش اشاره میکند، و میگوید که به خاطر زیبایی و تاثیر آن بر او، هیچگاه نتوانسته احساس نارسایی و کمبود خود را ابراز کند. در واقع، دلبستگی به زلف معشوق، او را از بیان مشکلات و کمبودهایش بازداشته است.
هوش مصنوعی: چرا کسی خود را از میکده دور کرد؟ این ناشی از بیدقتی است که کنترل او از دستش خارج شده است.
هوش مصنوعی: در نهایت، زیباییهای عشق به دوری و بیگانگی انجامید و یاد آن زمان به یاد میآید که هیچ فاصلهای بین ما نبود و فقط ما بودیم.
هوش مصنوعی: عاطفه و احساسات عمیق من مانند دردی است که همیشه در کنارم وجود دارد. این احساس ارزشمندی مانند یک گوهر نادر است که در هیچ جای دیگر، نه در دریا و نه در معادن، پیدا نمیشود.
هوش مصنوعی: ای کاش آن گلی که در آغوش خار و گیاه پژمرده میروید، جرعهای شراب برای ما مینوشید تا ما نیز سرخوش و سرمست باشیم.
هوش مصنوعی: حال و روز ناتوانی ما را تنها چشم خودمان میبیند؛ اگر زبانی برای ترجمه این حالت وجود نمیداشت، کسی نمیتوانست از آن بگوید.
هوش مصنوعی: تو در آرامش به سر میبری، اما اگر اینگونه نبود، همیشه در مسیر تو اشکهایی ریخته میشد که خبر از دلشکستگی من میداد.
هوش مصنوعی: درد تو به دل دیگران هم سرایت کرد، اما هیچوقت چنین بیهزینهای از نادر بودن این شرایط، به دست نیامد.
هوش مصنوعی: از سر تا پا، دلم پر از زخمهای ناشی از بیتوجهیام است. تیر دیگری به خاطر زیباییهای تو به دل مینشیند، اما هیچ سمتی برای این ابروهای کمانی تو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: زیر سایهی خود به خوشی و آرامش بهار و زمستان را سپری کردم و هیچ چیزی باعث نشد که آرامشم دچار اختلال شود یا به مشکلات و سختیها بیفتم.
هوش مصنوعی: این زندگی غمانگیز، نشانهای از آن دلربایی است که به یاد روزگاری میافتد که هیچ نشانی از وفا و صداقت وجود نداشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خورشید ذرّه پرور، شاه هنر نواز
ای آن که در جهان چون تو صاحبقرآن نبود
خورشید کو بتیغ زدن بر سر آمدست
در جنب دست و بازوی تو همچنان نبود
چون آفتاب از تو توانگر شد، آنکه را
[...]
یاری که بر جدایی اویم گمان نبود
ماهی نبود آن که شبی در میان نبود
بیگانه وار از سر ما سایه وا گرفت
ما را ز آشنایی او این گمان نبود
دامانش چون گذاشت حق صحبت قدیم؟
[...]
عشق تو بود با من و از من نشان نبود
مهر تو بود در دل و دل در جهان نبود
نقش تو در خیال و خیال از نظر جدا
نام تو بر زبان و زبان در دهان نبود
روزی مرا به خوان وصالت بخواندهای
[...]
ای آنکه چون تو دادرسی در جهان نبود
بیداد اینچنین ز تو کس را گمان نبود
وقتی که شکل دایره کن فکان نبود
جز نقطه حقیقت حق در میان نبود
نور ولا ز بطن حقیقت طلوع کرد
چندان که گشت گرد خود آن را کران نبود
پرگار گشت و انجم و افلاک آفرید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.