گنجور

شمارهٔ ۳۹۸

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

نیم ز افسردگی عاشق ولی دل یاد او دارد

شرابی نیست امّا این سفال کهنه، بو دارد

از آن ته جرعه ای کز ناز بر خاک ره افشاندی

هنوزم آرزو خوناب حسرت در گلو دارد

اشارت چیست؟ بسپارد به لب یا بشکند در دل؟

خروش دلخراشی بلبل ما درگلو دارد

ندارد طاقت هر شیشه دل، تاب فروغ او

شراب خام سوزی عشق در جام و سبو دارد

ببین صوفی وشم، دردی کش کوی خراباتم

ز می چون گل هنوز این خرقهٔ صد پاره بو دارد

سر انصاف اگر داری، بیا بنمایمت ناصح

که جیب دلق شیخ شهر ما صد جا رفو دارد

سر افسانه بگشا از نگاه آشنا رویی

لب خاموش عاشق با تو ذوق گفتگو دارد

دلم از عمر بی حاصل حزین افسرده خاطر شد

چراغ کلبهٔ ما، آستینی آرزو دارد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط