گنجور

شمارهٔ ۳۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

دهقان نبرد حاصلی از بوم و بر ما

سرویم و بود عقده خاطر ثمر ما

از ناز، کله گوشه به خورشید شکستیم

افکنده جنون، سایهٔ داغی به سر ما

دیگر لبش از شادی دل غنچه نگردید

هر زخم که خندید، به روی جگر ما

خوب آمدی ای شور نمکدان قیامت

می جست تو را داغ پریشان نظر ما

از قطره زدن باز فتد گام نخستین

گر ابر شود همنفس چشم تر ما

ما چون ز خرابات جهان پاک برآییم؟

آلوده برون رفت ز جنت، پدر ما

دستی که می ام داد، تو را بست به خشکی

زاهد چه زنی طعنه به دامان تر ما؟

خواهیم حزین ، آنقدر از خویش رمیدن

کاوازه به جایی نرساند خبر ما



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور