طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود
صاف پیمانهٔ عرفان، رخ نیکوی تو بود
خسرویها به هوایت دل مسکینم کرد
گنج بادآور من خاک سر کوی تو بود
صبح دیوانه ی آن چاک گریبان می گشت
شب سیه مست خیال خط هندوی تو بود
دلبران در خم زلف تو گرفتار شدند
آفت شیر شکاران، شکن موی تو بود
کار آشفته دلان، راست به ایمای تو شد
شب که محراب دعا قبلهٔ ابروی تو بود
نشئه در طینت می چشم فسون سازت ریخت
ساقی میکده ها نرگس جادوی تو بود
سرو قدّان همه در سایهٔ دیوار تُواند
چشم آهو نگهان محو سگ کوی تو بود
شیشه بودیم که صهبای تو بیرون زد رنگ
دیده بودیم که همراه صبا بوی تو بود
شب که در بتکده نالیدی از اخلاص حزین
حق پرستان همه را گوش به یاهوی تو بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیباییهای معشوق و تأثیر او بر زندگی و دل شاعر اشاره دارد. شاعر با تشبیهات مختلف، میگوید که خم ابروی معشوق نمادی از طاق میخانه است و پیمانه عرفان به چهره زیبای او وابسته است. دل وی به خاطر عشق به معشوق به درد آمده و خاک کوی او را گنج خود میداند. در ادامه، شاعر به حالتهای مستی و دیوانگی خود اشاره میکند که ناشی از خیال خط معشوق است. زلف معشوق باعث گرفتار شدن دلبران میشود و شبها به ابروی او نماز میخوانند. همچنین، میگوید که چشم او مانند آهو در پی حرمت معشوق است و او را همچون ساقی میکدهای میبیند. در نهایت، اشاره میکند که در میکدهها، همه به صدای عشق معشوق گوش میسپارند. کل شعر تجلی عشق و زیبایی است که معشوق در زندگی شاعر به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: طاق میخانهی عاشقان به خاطر خم ابروی تو زیباست و شفافیت پیمانهی معرفت به دلیل چهرهی نیکوی توست.
هوش مصنوعی: دل بیچارهام به خاطر عشق تو به درد آمده است و گنجی که آرزو داشتم، فقط خاکی از کوی توست.
هوش مصنوعی: در صبح، دیوانه و سرگردان به دنبال آن گریبان پاره میگشت و در شب، مست و مبهوت به یاد تصویر زیبای تو بود.
هوش مصنوعی: عاشقان به خاطر زیبایی و پیچیدگی زلف تو در تنگنا و دردسر قرار گرفتهاند. موی تو به اندازهای فریبنده و جاذب است که همچون عکسی شیرین، شکار دلها میشود.
هوش مصنوعی: دلهای پریشان و ناراحت، در واقع به خاطر نشانهای که از تو دریافت کردند، به آرامش رسیدند. در شبی که مکانی برای دعا و عبادت، به سمت ابروی تو در نظر گرفته شد.
هوش مصنوعی: در وجود من، تأثیر خاصی از زیبایی تو وجود دارد که مانند جادوگران، مرا مجذوب خود کرده است. ساقی که از میکدهها میآید، همچون نرگس خیرهکنندهای است که زیباییات را به من نشان میدهد.
هوش مصنوعی: قدهای بلند و زیبا همه در سایه دیوار تو میتوانند باشند، اما چشم آهو همیشه در حال مراقبت از سگ کوی توست.
هوش مصنوعی: ما مانند شیشهای هستیم که شراب وجود تو از آن بیرون زده و رنگ چشمانمان با عطر تو در نسیم صبح همراه شده است.
هوش مصنوعی: در شب که در میخانه با دلسوزی و از روی صداقت ناله کردی، همه حقپرستان به صحبت و نالهات گوش میدادند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نور تا کیست که آن پردهٔ روی تو بود
مشک خود کیست که آن بندهٔ موی تو بود
ز آفتابم عجب آید که کند دعوی نور
در سرایی که درو تابش روی تو بود
در ترازوی قیامت ز پی سختن نور
[...]
در ازل قبلهٔ جانها خم ابروی تو بود
روی تو سوی دل و روی دلم سوی تو بود
پیش از آن روز که خورشید فلک نور نداشت
عالم عشق منور ز مه روی تو بود
ملک از نسبت سجده بر آدم میکرد
[...]
دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بود
تا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود
دل که از ناوَکِ مژگانِ تو در خون میگشت
باز مشتاقِ کمانخانهٔ ابرویِ تو بود
هم عَفَاالله صبا کز تو پیامی میداد
[...]
میل سروم ز هوای قد دلجوی تو بود
بودنم واله گلبرگ هم از روی تو بود
در خم طاق فلک هیأت قوسی هلال
از پی زیب کمانخانه ابروی تو بود
مردم از رشک و دگر زنده شدستم از شوق
[...]
تا حیا سرمه کش نرگس جادوی تو بود
شبنم خلد نظر باز گل روی تو بود
شعله شوخ ملاحت ز رخت می تابید
آب حیوان صباحت همه در جوی تو بود
چشم بر سرمه نمی کرد سیه، مژگانت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.