گنجور

 
حزین لاهیجی

طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود

صاف پیمانهٔ عرفان، رخ نیکوی تو بود

خسرویها به هوایت دل مسکینم کرد

گنج بادآور من خاک سر کوی تو بود

صبح دیوانه ی آن چاک گریبان می گشت

شب سیه مست خیال خط هندوی تو بود

دلبران در خم زلف تو گرفتار شدند

آفت شیر شکاران، شکن موی تو بود

کار آشفته دلان، راست به ایمای تو شد

شب که محراب دعا قبلهٔ ابروی تو بود

نشئه در طینت می چشم فسون سازت ریخت

ساقی میکده ها نرگس جادوی تو بود

سرو قدّان همه در سایهٔ دیوار تُواند

چشم آهو نگهان محو سگ کوی تو بود

شیشه بودیم که صهبای تو بیرون زد رنگ

دیده بودیم که همراه صبا بوی تو بود

شب که در بتکده نالیدی از اخلاص حزین

حق پرستان همه را گوش به یاهوی تو بود

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سنایی

نور تا کیست که آن پردهٔ روی تو بود

مشک خود کیست که آن بندهٔ موی تو بود

ز آفتابم عجب آید که کند دعوی نور

در سرایی که درو تابش روی تو بود

در ترازوی قیامت ز پی سختن نور

[...]

ناصر بخارایی

در ازل قبلهٔ جانها خم ابروی تو بود

روی تو سوی دل و روی دلم سوی تو بود

پیش از آن روز که خورشید فلک نور نداشت

عالم عشق منور ز مه روی تو بود

ملک از نسبت سجده بر آدم می‌کرد

[...]

حافظ

دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بود

تا دلِ شب سخن از سلسلهٔ مویِ تو بود

دل که از ناوَکِ مژگانِ تو در خون می‌گشت

باز مشتاقِ کمانخانهٔ ابرویِ تو بود

هم عَفَاالله صبا کز تو پیامی می‌داد

[...]

امیرعلیشیر نوایی

میل سروم ز هوای قد دلجوی تو بود

بودنم واله گلبرگ هم از روی تو بود

در خم طاق فلک هیأت قوسی هلال

از پی زیب کمانخانه ابروی تو بود

مردم از رشک و دگر زنده شدستم از شوق

[...]

صائب تبریزی

تا حیا سرمه کش نرگس جادوی تو بود

شبنم خلد نظر باز گل روی تو بود

شعله شوخ ملاحت ز رخت می تابید

آب حیوان صباحت همه در جوی تو بود

چشم بر سرمه نمی کرد سیه، مژگانت

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه