بهار شد که چمن جام ارغوان گیرد
ز جوش سبزه زمین رنگ آسمان گیرد
به طرف باغ بساط زمردی فکنند
ز لاله برهمن خاک، طیلسان گیرد
به دوش نامیه دیبای بهمنی فکنند
ز غنچه تارک شاخ، افسر کیان گیرد
صبا ز جیب سمن بوی پیرهن آرد
نشان نکهت گل، گرد کاروان گیرد
چو آفتاب زند خیمه لاله در هامون
سحاب بر سر کهسار سایبان گیرد
مغنی، از دم گرمت ترانهای خواهم
که آتشم به نیستان استخوان گیرد
کجا رواست درین فصل غم زدا، دل را
غبار کلفت ایام در میان گیرد؟
مگر عنایت ساقی کند سبکدستی
پیاله، کین من از دور آسمان گیرد
سهی قدان چمن جلوه های ناز کنند
نهال رقص به گلبانگ بلبلان گیرد
شود به لخلخه سایی، نسیم نوروزی
مشام عالم افسرده بوی جان گیرد
به من ستیزهٔ چرخ کهن نه رسم نوی ست
که شاهباز فلک، صید ناتوان گیرد
نشاط، غاشیه دار سبک روی ست حزین
که چون نسیم صبا راه گلستان گیرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر با پرداختن به زیباییهای بهار و طبیعت، به توصیف تغییرات دلپذیری میپردازد که در این فصل رخ میدهد. چمن و گلها با رنگهای زیبا رونق میگیرند و بوهای خوش از گلها به مشام میرسد. در این فصل، احساس شادی و نشاط غالب میشود و دل انسانها از غمها آزاد میشود. همچنین شعر به یادآوری خوشیهای زندگی و اهمیت لذت بردن از زیباییهای طبیعت در این فصل اشاره دارد. در نهایت، شاعر به نیاز به نوشیدن شادابی و سرخوشی از زندگی میپردازد تا از غمها رها شود.
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و گلهای ارغوانی در چمن ظاهر شدهاند. با رشد سبزهها، رنگ زمین شبیه آسمان میشود.
هوش مصنوعی: به سمت باغ، فرش سبز و زیبایی را میاندازند، و از لالههای سرخ، بر روی خاک، رنگ و لعابی میسازند.
هوش مصنوعی: یک پارچه زیبای بهمنی را بر دوش میزنند و از سر غنچهی درخت، افسر پادشاهی میسازند.
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی از جیب سمن عطر پیراهنی را به همراه میآورد که نشاندهنده بوی خوش گل است و در اطراف کاروان میچرخد.
هوش مصنوعی: زمانی که آفتاب میتابد، گلهای سرخ مانند خیمهای در دشتهای باتلاقی (هامون) برپا میشوند و ابرها مانند سایهبانی بر روی کوهها قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: من از صدای گرم تو آوازهایی میخواهم که آتش وجودم را شعلهور کند و روحم را به وجد بیاورد.
هوش مصنوعی: در این فصل غمانگیز، کجا جایز است که دل را در میان غبار سنگین روزگار بگذاریم؟
هوش مصنوعی: به جز لطف و محبت ساقی، نمیتوانم امیدوار باشم که پیالهای سبک و خالی از شراب به دستم بیفتد، زیرا این آرزو از دور دست آسمان به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: درختان سرسبز باغ با قد رفیع و زیبایشان، جلوهای ناز و دلفریب به نمایش میگذارند و مانند نی ای که در حال رقص است، آواز بلبلها را به نمایش میگذارند.
هوش مصنوعی: نسیم بهاری به آرامی در فضا میپیچد و بوی زندگی و تازگی را به مشام دنیا میرساند و حال و هوای دلها را شاداب میکند.
هوش مصنوعی: به من بگو، تقدیر و سرنوشت قدیمی، به روال جدیدی نیست که به راحتی بتواند شکار ضعیفترین موجودات باشد.
هوش مصنوعی: شادابی و طراوت، مانند نسیمی لطیف، به زیبایی و خوشبویی باغ گل میتابد و آن را زنده و جذاب میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سپیدهدم که صبا بوی لطف جان گیرد
چمن ز لطف هوا نکته برجنان گیرد
هوا ز نکهت گل در چمن تتق بندد
افق ز عکس شفق رنگ گلستان گیرد
نوای چنگ بدانسان زند صلای صبوح
[...]
عنان آه چسان جسم ناتوان گیرد؟
چگونه مشت خسی برق را عنان گیرد؟
به آه داشتم امیدها، ندانستم
که این فلک زده هم رنگ آسمان گیرد
چه احتیاج کمندست در شکار ترا؟
[...]
چو ترک چشم تو ز ابروی خود کمان گیرد
بگو به تیر نخستین مرا نشان گیرد
فریب عشق به حرب بتی کشید مرا
که از رخش سپر از قامتش سنان گیرد
سپاه شاه که شهری به چار مه نگرفت
[...]
مگر نسیم به زلف تو شب مکان گیرد
که بامداد جهان را به مشک بان گیرد
ز قیرگون سر زلف تو یافت بس تو قیر
که قیروان سپهش تا به قیروان گیرد
اگر که ابرو، و مژگان به قوس بنمائی
[...]
برای اینکه مگر از تو دل نشان گیرد
ز هر کنار گریبان این و آن گیرد
اگرچه راه بسوی تو کاروان را نیست
دل از هوس چو جرس راه کاروان گیرد
کجاست چون تو کز اشراف شهر تا برسد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.