گنجور

شمارهٔ ۲۹۴

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

سیه چشمی دلم را از پی تسخیر می آید

غزالی در هوای صید این نخجیر می آید

جنونم آنقدرها شور دارد در ره شوقش

که از موج نگاهم، نالهٔ زنجیر می آید

عیار عشق چون زد بر محک اندیشه، دانستم

که خون کوهکن آخر ز جوی شیر می آید

خضر را چشمه سار زندگانی باد ارزانی

مرا آب حیات از جدول شمشیر می آید

سرت گردم شکیبا نیست،از ضعف است می دانی

اگر جان بر لبم در انتظارت دیر می آید

شکار دامن دشت تمنا خاک خواهد شد

حزین از سینه آهم بس که بی تأثیر می آید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن