گنجور

شمارهٔ ۲۷

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

داغ سودای تو دارد، دل دیوانهٔ ما

کعبه لبیک زند بر در بتخانهٔ ما

عشق را کعبهٔ مقصود، سویدای دل است

لیلی از خودکند ایجاد، سیه خانهٔ ما

شور دیوانگی و شیوهٔ اطفال یکی ست

هست سربازی ما، بازی طفلانهٔ ما

شمع ظلمتکده و کعبه و بتخانه یکی ست

عالم آراست، فروغ رخ جانانهٔ ما

هر چه هستی، غمی از نیک و بد خویش مخور

دُرد را صاف کند، ساقی میخانهٔ ما

ما و دل از دو جهان دور، کناری داریم

سیل را راه نیفتاده به ویرانهٔ ما

کاوش دیده، دل از سینهٔ ما بیرون کرد

خانه پرداز بود گریهٔ مستانهٔ ما

سر نیاری بدر، از حرف پریشان سخنان

آشنا تا نشود، معنی بیگانهٔ ما

دو جهان تنگتر از دیدهٔ مور است حزین

در گشاد نظر همّت مردانهٔ ما



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن