گنجور

 
عبدالقادر گیلانی

بی حجابانه درآ از در کاشانه ما

که کسی نیست به جز وردِ تو درخانه ما

گر بیائی به سر تربت ویرانه ما

بینی از خون جگر آب زده خانه ما

فتنه انگیز مشو کاکل مشکین مگشای

تاب زنجیر ندارد دل دیوانه ما

مرغ باغ ملکوتیم و دراین دیر خراب

می شود نور تجلّای خدا دانه ما

با احد در لحد تنگ بگوئیم که دوست

آشنایم توئی و غیر تو بیگانه ما

گر نکیر آید و پرسد که بگو ربّ تو کیست

گویم آنکس که ربود این دل دیوانه ما

منکر نعره ما کو که به ما عربده کرد

تا به محشر شنود نعره مستانه ما

شکر الله که نمردیم و رسیدیم به دوست

آفرین باد بر این همت مردانه ما

محیی بر شمع تجلای جمالش می سوخت

دوست می گفت زهی همت پروانه ما

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
جامی

کاش ویران شود از سیل فنا خانه ما

تا کشد گنج جفا رخت به ویرانه ما

چرخ فیروزه که بینی ز شفق گلگونش

درد آلوده سفالی ست ز خمخانه ما

ما و پیمان می ای زاهد پیمانه شکن

[...]

صائب تبریزی

آب حیوان زند آب در میخانه ما

می گزد خضر لب از حسرت پیمانه ما

از سر شیشه اگر پنبه بگیرد ساقی

گل ابری شود از گریه مستانه ما

در دل ما نبود منزلتی دنیا را

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب تبریزی
قدسی مشهدی

تا بود گریه کی آباد شود خانه ما؟

جغد را پای به گل رفته به ویرانه ما

ما از آن سوختگانیم که معمار ازل

طرح آتشکده برداشت ز کاشانه ما

عشق پیوسته به دنبال دلم می‌گردد

[...]

اسیر شهرستانی

می کند مشق تپیدن دل دیوانه ما

بال پرواز شود باده به پیمانه ما

حاصل نشو و نما دیده بیدار شود

گشته صحرا صدف پر گهر از دانه ما

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اسیر شهرستانی
حزین لاهیجی

داغ سودای تو دارد، دل دیوانهٔ ما

کعبه لبیک زند بر در بتخانهٔ ما

عشق را کعبهٔ مقصود، سویدای دل است

لیلی از خودکند ایجاد، سیه خانهٔ ما

شور دیوانگی و شیوهٔ اطفال یکی ست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه