بنواز مغنی، دل غم پیشهٔ ما را
از شعله بشو دفتر اندیشهٔ ما را
آن آتش سوزنده که پنداشتمش گل
ازجلوه به هم سوخت، رگ و ریشهٔ ما را
گیرم که به انجام رسد خاره تراشی
کار است به جان سختی ما، تیشهٔ ما را
از دست تو چندان که بر آید، به جفا کوش
شرمنده مکن جان وفا پیشهٔ ما را
خشک و تر اندیشه حزین ، از تف ما سوخت
آتش ز تب شیر بود، بیشهٔ ما را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از یک غم و اندوه عمیق سخن میگوید. شاعر از یک مغنی میخواهد که با نواختن خود، غم و اندوه او را تسکین بخشد. او به شعلهای اشاره میکند که خیال میکرده گل است، ولی در واقع باعث سوختن روح و وجود او شده است. همچنین به سختیها و مشکلاتی اشاره میکند که بر او تحمیل شده و از طرفی از معشوق میخواهد که باعث شرمندگیاش نشود. در نهایت، شاعر میگوید که افکار و احساسات او به شدت از این مشکلات آسیب دیده است.
هوش مصنوعی: ای خواننده، با صدای دلنشینت غمهایمان را فراموش کن و به ما کمک کن که افکار و نگرانیهایمان را از ذهنمان بیرون کنیم.
هوش مصنوعی: آن شعله سوزان که فکر میکردم زیباست، به سرعت ما را از ریشه سوزاند و نابود کرد.
هوش مصنوعی: بگذار فرض کنیم که کار کندن زخمها و آسیبها به پایان برسد، اما ما با روحیهٔ مقاوم خود، همچنان با ابزار و تلاشمان ادامه خواهیم داد.
هوش مصنوعی: هرچقدر از دست تو برمیآید، با بدی و ظلم رفتار کن، اما نگذار که وفاداری ما شرمنده شود.
هوش مصنوعی: اندیشهای غمانگیز و سرد و گرم در وجود ما وجود دارد که از آتش تب شیرین ما در حال سوختن است و باعث آسیب به محفل و فضای زندگیامان شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.