افسر شاهی ما، بی سر و سامانی ما
گوشهٔ خاطر ما، ملک سلیمانی ما
بس که سودیم به راه تو جبین را چو صدف
استخوانی ست به جا مانده، ز پیشانی ما
خوبش تا گم نکنی، راه به جایی نبری
خضر راه است درین بادیه، حیرانی ما
خطر عقل فرومایه، فزون از جهل است
وای بر دانش ما، آه ز نادانی ما
چه غم از سیل حوادث، دل دریا دارد؟
یاد ساحل نکند، کشتی طوفانی ما
خار این بادیه را برده ز کف گیرایی
تا گریبان هوس بر زده، دامانی ما
کرده از درد سرم، گوشه عزلت فارغ
خاک کاشانهٔ ما صندل پیشانی ما
شور سیلاب، به ما خانه به دوشان چه کند؟
سیل اشک است که دارد، سر ویرانی ما
صد هزاران بت اندیشه، به دل جلوه گر است
کو برهمن که بخندد به مسلمانی ما؟
می کند دیدهٔ ذرات جهان را روشن
نکهت پیرهن یوسف کنعانی ما
هست در گوش خیال همه شمشاد قدان
حلقهٔ بندگی سرو گلستانی ما
غم هجران تو مستغرق وصلم دارد
غنچهٔ بندگی سرو گلستانی ما
اشک دایم بودم بر سر مژگان یعنی
حسرت تیر تو دارد، دل پیکانی ما
به لب از غنچه حزین ، مهر خموشی زده اند
عندلیبان همه در فصل غزل خوانی ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و روز شاعر میپردازد که در شرایطی پر از آشفتگی و بیسامانی زندگی میکند. او به عمق مشکلات و دردهایی که متحمل شده اشاره میکند و از اندوختههای خود در عشق و معرفت میگوید. شاعر در عین حال به مسیری اشاره میکند که در آن در جستجوی حقیقت و معنای زندگی است. او به خطرات جهل و نادانی اشاره کرده و از تاثیر شدید احساسات در زندگیاش سخن میگوید. در کل، شعر بیانگر شوق و اندوه، عشق و غم جدایی، و تلاش برای درک مسائل عمیق انسانی است.
هوش مصنوعی: فرماندهی ما در اوج بینظمی و آشفتگی است، اما در ذهن و دل ما، یاد و خاطرهای چون ملک سلیمان وجود دارد.
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق و راهی که در پیش داریم، به حدی زحمت کشیدیم که پیشانیمان مانند صدفی خالی و بیمحتوا شده است.
هوش مصنوعی: اگر خوب او را بشناسی و گم نکنی، هرگز نمیتوانی به مقصدی برسی. در این دشت پر از سردرگمی، خضر راه نمایی است که ما در جستجوی او هستیم.
هوش مصنوعی: خطرات ناشی از عقلهای ضعیف و پست، بیشتر از خطرات ناشی از نادانی و جهل هستند. ای کاش بر دانش ما افزوده شود و از نادانی و نادانیهای خود واهمه داشته باشیم.
هوش مصنوعی: نگران حوادث و مشکلات نباش، چون دل قوی مانند دریا داریم. کشتی ما که در طوفان است، به یاد ساحل و امنیت نمیافتد.
هوش مصنوعی: این بیت به احساس عمیق و تنهایی شاعر اشاره دارد. شاعر بیان میکند که خار و خاشاک این راه سخت و دشوار، برای او تا حدی مشکل ایجاد کرده که نتوانسته است از آن عبور کند. هرچند که هوس و آرزوهایش او را به جلو میرانند، در نهایت مجبور است با چالشهای خود روبرو شود و این وضعیت، حس نارضایتی و افسردگی را برایش به همراه دارد. در واقع، این تصویر از کلافگی و ناتوانی در رسیدن به آرزوهایش نقش میبندد.
هوش مصنوعی: از درد و غم زندگی، در گوشهای آرام و دور از دنیا نشستهام، جایی که خانهام در زیر خاک است و این احساس آرامش، مانند بوی خوش چوب صندل بر پیشانیام نشسته است.
هوش مصنوعی: چطور یک طوفان یا سیلاب میتواند ما را بیخانمان کند؟ این خود اشک و غم ماست که نشاندهنده ویرانی و نابودی زندگیمان است.
هوش مصنوعی: در دل من هزاران افکار و اندیشههای مختلف وجود دارد، حالا به من بگویید کجا کسی هست که بتواند بر این وضعیت بخندد و به ایمان ما مسلمانها تبسم کند؟
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که زیبایی پیراهن یوسف که از عطر و نکهت خاصی برخوردار است، موجب روشنی و روشنگری چشمان همه ذرات و موجودات جهان میشود. به عبارت دیگر، زیبایی و عطر این پیراهن میتواند تاثیر عمیقی بر اطرافش بگذارد و چشمها را به خود جلب کند.
هوش مصنوعی: در ذهن ما تصویری از شمشادهای بلند وجود دارد که نماد بندگی و خدمت به سروهای باغی ما هستند.
هوش مصنوعی: در غم دوری و جدایی تو فرو رفتهام، اما بنده و سرسپردهٔ زیبایی و دلانگیزی گلستانی هستم که تو در آن هستی.
هوش مصنوعی: در تمام مدت، اشکهای من بر روی مژههایم بوده است، که نشان از حسرتی دارد. دل ما مانند پیکانی است که به خاطر تیر محبت تو به شدت آسیب دیده است.
هوش مصنوعی: به خاطر غم و اندوه گلهای تازه شکفته، همه پرندگان در دوران شعرخوانی ما، خاموشی را اختیار کردهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در جهان گشته سمر حرف پریشانی ما
پهن باشد همه جا سفره بینانی ما
نیست ما را گله از تنگی احوال جز این
که ملولند عزیزان ز پریشانی ما
نیست از سیل حوادث به جز این دلکوبی
[...]
گر به ما فاش شود معنی نادانی ما
دشت را بحر کند اشک پشیمانی ما
تا بود زلف تو اسباب پریشانی ما
رو به سامان ننهد بی سرو سامانی ما
نه تو رحم آوری و نی اجل آید ما را
ار دل سخت تو فریاد و گران جانی ما
دید هرکس رخ تو واله و حیران تو شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.