گنجور

شمارهٔ ۲۵۹

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

هر زخم که از ناوک آن تازه نهال است

بر پیکر من شوختر از چشم غزال است

حالی شده سرمست مرا، بس که تغافل

یک بار نپرسید ز حالم که چه حال است

هجران،گل حرمان حجاب نظر توست

گر دیده گشایی همه جا بزم وصال است

در دام خیالت شده ام، شکل خیالی

یک ره به خیالت نرسد کاین چه خیال است

آیینه آن صنع بود ناقص وکامل

این قصه چرا طول دهم، عرض کمال است

دردی کش میخانهٔ ما شو که نیابی

در جام جم این باده که ما را به سفال است

پرواز حزین از پی آرام اسیری ست

بر معتکف دام و قفس بال وبال است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن