گنجور

شمارهٔ ۲۲۳

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

در طینتم از بس که رگ و ریشه، وفا داشت

خاکم چه بهاران و چه دی، مهر گیا داشت

در مرگ من آن زلف چرا موی نژولید؟

یک دلشده از سلسلهٔ اهل وفا داشت

غیر از دل ما کز سر کونین گذشته ست

هر درد که دیدیم سر کوی دوا داشت

روی سخن اینجا به حریفی ست که فهمد

با هر که نگه عربده ای داشت، به ما داشت

عشق تو رسیده ست به فریاد وگر نه

این حوصله را صبر تنک ظرف، کجا داشت؟

هرگز نبود جز به هدف دیدهٔ ناوک

با ما نگهت هر ستمی داشت به جا داشت

یک بوالعجبی دیده ام و جای شگفت است

تلخابهٔ این چرخ سیه کاسه، گدا داشت

تا آمده ز ایام نخورده ست فریبی

دل تجربه ای داشت، ندانم ز کجا داشت؟

از کوی غم آواز حزینی که شنیدی

نالیدن دل بود، ندانم چه بلا داشت؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط