گنجور

شمارهٔ ۱۵

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

عشقت آمیخت به دل درد فراوانی را

ریخت در پیرهنم، خار بیابانی را

نام پروانه مکن یاد که نسبت نبود

با من سوخته دل، سوخته دامانی را

هرچه خواهی بکن، از دوری دیدار مگو

وحشت آباد مکن خاطر ویرانی را

عشق در دل چه خیال است که پنهان گردد؟

پرده پوشی نتوان، آتش سوزانی را

هرکه آسودهٔ خاک است برآید چو سپند

آه اگر شرح دهم گرمی جولانی را

نازم آشفتگی عشق که خوش می سازد

بخت شوریده سرم، طرّه پریشانی را

دستم از دامن دلدار جدا ماند حزین

چه کنم گر نکنم پاره، گریبانی را؟



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کتابخانهٔ گنجور