گنجور

شمارهٔ ۱۴۲

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » غزلیات
 

هلاک جلوه ام قد قیامت دستگاهان را

خراب شیوه ام شمشاد این محشر پناهان را

فدای نازپرور تیغ مژگانی که از شوخی

به خاک بی نیازی ریخت، خون بی گناهان را

تسلی چون تواند شد، دل غلتیده در خونم

نگه در قبضهٔ ناز است، این مژگان سیاهان را

نمی گردد به موزونی، طرف با خال مشکینت

اگر در سرمه خوابانند چشم خوش نگاهان را

سرت گردم بر اوج سروری طرف کله بشکن

شکست آن پُرشکن کاکل، سپاه کج کلاهان را

بود شور اسیران خانه زاد ناز محبوبان

تغافل کارفرما شد خروش دادخواهان را

حزین افتاده ام در حلقه روشن سوادانش

به چشم من چه منتها بود خاک صفاهان را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر