گنجور

حاشیه‌گذاری‌های ضیا احمدی

ضیا احمدی

تاریخ پیوستن: ۲۴م اردیبهشت ۱۴۰۲

بازنشسته

کارشناس ریاضی گرایش دبیری

کارشناس ارشد حقوق خصوصی

تجربه در امور قانونگذاری و انجام مشاوره‌ی حقوقی به‌ویژه در حقوق عمومی

تجربه‌ی طولانی در ویرایش متون کتاب‌های ترجمه و گزارش‌های متنوع اداری و کارشناسی

آمار مشارکت‌ها:

حاشیه‌ها:

۱۸

ویرایش‌های تأیید شده:

۱۷


ضیا احمدی در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۹۶:

در مصرع اول بیت اول فاصله‌ی بین «گَرد» و «و» به‌صورت زیر صحیح درج شود:

در مصطبه‌ها گرد و خرابات نگر

پیشنهاد ویرایش هم تقدیم شد.

ضیا احمدی در ‫۶ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۱۳:

در مصرع اول بیت دوم به‌جای «سفا» باید «سقا» درج شود. این اصلاحیه علاوه بر معنی سفا که گیاه خاردار و ظاهرا غیرمرتبط با خباز و روزی‌رسان است، با توجه به تصویر شماره ۱۳۶۲ مستند گنجور، ضروری است.

اصلاحیه هم با استفاده از دکمه ویرایش انجام شد.

ضیا احمدی در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۲۵ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۵:

باتوجه به مستند گنجور «کلیات شمس تبریزی انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۷۶» تصویر ۲۱۰- ضمن تشکر از آقایان ابراهیم و جلیل انتهای مصرع دوم بیت دهم عبارت «نه زاکنون‌ست» درست است و پیشنهاد ویرایش متن به همان ترتیب صورت گرفت و امید است که پس از بررسی، توسط گنجور انجام شود.

ضیا احمدی در ‫۷ ماه قبل، شنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷۶:

درود فراوان و سپاس از آقای مجید آخته برای خوانش پسندیده‌شان، با پیشنهاد بی‌نشان موافقم و ویرایش مصرع دوم از بیت سوم را از سوی ایشان در سامانه بارگذاری کردم.🙏

ضیا احمدی در ‫۷ ماه قبل، جمعه ۱۸ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷۹:

متناسب با منبع کاغذی گنجور که

«کلیات شمس تبریزی انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۷۶» تصویر ۱۳۷۷ است، مصرع اول بیت دوم باید به‌شرح زیر اصلاح شود:

 

«پیش از رخ تو طالب معنی بودم»

 

یادآوری کنم که مصرع مذکور را کلیات دیوان شمس با مقدمه و تصحیح محمد عباسی نیز همین‌گونه آورده است.

ویرایش متن را هم پیشنهاد کرده‌ام.🙏

ضیا احمدی در ‫۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶۷:

سلام

مصرع آخر باتوجه به تصویر مستند، به‌جای

لایخاف رهقا من به محیاک قتل

پیشنهاد کرده‌ام بشود:

لایخاف رهقا من بمحیاک قتل

درصورت امکان این اشعار عربی را اِعراب‌گذاری فرمایید تا خوانش صحیح امکان‌پذیر شود.🙏

ضیا احمدی در ‫۹ ماه قبل، پنجشنبه ۲۳ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷۲:

با سلام و احترام خدمت آقای حسن‌وند

به‌نظر می‌رسد آنچه درباره‌ی تصحیح بیت پنجم فرمودید وارد نباشد. به‌جز دو سند که در گنجور آمده در نسخه‌ی چاپ انتشارات نشر طلوع با مقدمه و تصحیح آقای محمد عباسی نیز همین‌گونه که در گنجور آمده، چاپ شده است.

ضیا احمدی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱:

سلام. دو نکته در این غزل قابل طرح است:

۱- مطابق تصویر ۱۰۴ که گنجور ذیل این غزل ارائه کرده، مصرع اول بیت سوم، متفاوت و باید عبارت باشد از:

«در زیر پای رفتنم الماس ریزه ریخت»

۲- بیت سوم مطابق آنچه در گنجور تایپ شده را می‌توان چنان خواند که نتیجه این شود:

«گام‌هایِ رفتنِ شاعر چنان سنگین است که در زیرِ فشارِ آن، سنگریزه‌های صحرا به پاره‌های الماس تبدیل می‌گردد، نتیجه‌ای که کار را برای رونده، سخت‌تر می‌کند؛ شاعر با هر قدمِ خود، از چیزهای بسیار ارزشمندی دورتر می‌شود!»

اما مطابق خوانشِ دو کاربر گرامی: «خوشدل» و «عندلیب»، شاعر ضمن مصرع اول از بیت سوم مدعی است که «الماس»، عملی را انجام داده که عبارت از «پاره کردنِ چیزی» در زیر پای رفتنش است! مستمع در مصرع دوم باید منتظرِ معرفیِ مفعولِ مزبور باشد؛ ولی شاعر در مصرع دوم به دو مقوله‌ی «هجر تو» و «سنگریزه‌ی صحرای خویش» اشاره می‌کند که ظاهراً ارتباطی منطقی با فعل پاره کردن ندارد.

ضیا احمدی در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۴ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » بیست و سوم:

سلام آقای علیرضا خطیب‌زاده در باره‌ی تغییر حرف «و» به کلمه‌ی «او» صحیح می‌فرمایند.

در نسخه‌ی تصحیح آقای محمد عباسی در صفحه ۱۳۰۴ با شماره ترتیبِ ۳۴۳۱ نیز بیت اول چنین درج شده است:

هرگز ندیدستم که مه آید بصورت بر زمین

آتش زند خوبیِ او در جمله‌ی خوبان چین

ضیا احمدی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۹۰:

در مستندِ ارائه شده ذیل این رباعی «کلیات شمس، چاپ انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۷۶» شماره‌ی ۱۰۹۱ آمده است. مرور کردم ظاهرا شماره‌ها یکی کمتر است. تطبیق با سند مذکور احتمالا علت این تفاوت را روشن کند.

ضیا احمدی در ‫۱ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱:

باسلام و تشکر از مدیران پایگاه گنجور به‌دلیل استفاده از ظرفیت‌های مختلف همچون هوش مصنوعی برای شرح ابیات؛ با این حال به‌نظر می‌رسد توضیحی لازم داشته باشد تا مخاطبان، این متون را مقدمه بدانند و صحتِ آنها را مطلق نپندارند.

نمونه، شرح بیت زیر:

هر که فدا نمی‌کند دنیی و دین و مال و سر

گو غم نیکوان مخور تا نخوری ندامتش

ضیا احمدی در ‫۱ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ مهر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۲۹:

با پوزش و کسب اجازه از اهالیِ ادب، برای درک یکی از مفاهیمی که از این رباعی می‌توان دریافت کرد می‌توان اینطور بیان کرد:

آتش در مصرع اول همان آتشی است که اموال و دارایی‌ها یا دلبستگی‌های دنیایی را می‌سوزاند.

آتش در مصرع سوم به آتش عشقی اشاره می‌کند که عیاران از آن به‌عنوان مفرش و مایه‌ی آرامش استفاده می‌کنند.

در مصرع پایانی مولوی اضافه می‌کند: در زمره‌ی عیاران نیستی وقتی به تمایلات خود به دارایی‌های دنیایی آتش نزده‌ای و همچنان به آن وابسته‌ای.

علاوه بر اینکه عیاری و جوانمردی، بخشش و کمک به ضعیفان با دلبستگی به دنیا سازگار نیست؛ عشق به خالق یکتا اجازه‌ی عشق به مفهومی دیگر را نمی‌دهد.

چرا که

رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبر داشتن
یا ز جانان یا ز جان بایست دل برداشتن
«قاآنی قصیده‌ی شماره ۲۸۴»

نتیجه‌ی این شعر در مصرع دوم بیت اول است که خوشی و آرامش واقعی انسان به رهایی از دلبستگی به دنیا و متعلقات آن، وابسته است.

ضیا احمدی در ‫۲ سال قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۴ دربارهٔ صفی علیشاه » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵:

سلام

در بیت سوم «زُهّادِ ابله» اشتباه تایپی دارد. (اتصالِ حرفِ دال به کلمه دوم)

ضیا احمدی در ‫۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۵۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۵:

هرچند نگارش «سدّ» در مصرع اول بیت ششم را صحیح می‌دانم ولی دیکته‌ی «صد» نیز با مفهوم سایر ابیات چندان مخالفتی ندارد؛ اولی یک قطره‌ای از باده‌ی عشق را مانع دریای زهر ارزیابی می‌کند و دومی بالعکس، آن را معادل صد دریای زهر!...

از نظرات دوستان فرهیخته استفاده می‌کنم.

 

ضیا احمدی در ‫۲ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۳۱ - غزل:

سلام

سپاس از پرستو. امید که مدیران محترم گنجور اصلاح بفرمایند.

مستند به نظر پرستو تلاش کردم در ویرایش، دو مصرع جاافتاده در بیت‌های ۴ و آخر را به‌شرح زیر اضافه کنم که یا با امکانات این نرم‌افزار آشنا نبودم یا بخش ویرایش این امکان را در اختیار ندارد و نشد!🙏

مصرع دوم بیت چهارم:

گر بخت کند یاریم این کم‌هوسی نیست

مصرع آخر در بیت آخر:

آیا تو بر آنی که ازین به، قفسی نیست؟

ضیا احمدی در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ غروی اصفهانی » دیوان کمپانی » مدایح و مراثی » مدایح و مراثی سید الشهداء علیه السلام » شمارهٔ ۲۰ - لسان حال المظلومه زینب الکبری علیهاالسلام:

سلام

مصرع اول بیت هشتم اشکال مفهومی دارد. منابع دیگر آن را به‌شرح زیر نقل کرده‌اند؛ امیدوارم اصلاح بفرمایید:

گردون شود نگون سر، افلاک تیره منظر

ضیا احمدی در ‫۳ سال قبل، جمعه ۱۹ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۹۶ - پیش رفتن دقوقی رحمة الله علیه به امامت:

یکی از دوستان، درباره‌ی نظر مولوی در موضوع «کافر» اینطور آورده:

«آنکه انسان دیگری را نجس و کثیف میداند، خللی در مغز دارد یا تعصبی نابجا در دین»

هرچند مولوی مسلمان بوده و شریعت را به‌نحوی که می‌فهمیده باور داشته و نشر می‌داده، و امروزه از این منظر کم نیستند اندیشمندان دینی و غیر آنها که متفاوت می‌اندیشند؛ ولی شاید بهتر باشد بیشتر در کلام وی تامل شود و مفاهیم مورد استفاده او در نظر آورده شود.

کافِر در لغت یعنی:

«پوشاننده حق و حقیقت، کتمان‌کننده حقیقت و در عین حال: بی‌دین، ناسپاس و حتی ظالم»

این مفهوم در کنار نگاه دینی شاعر به‌ویژه آنجا که درباره‌ی «امام جماعت» در نماز، قالب می‌گیرد، این بیان را تاحدودی متوجه مفهومی کلی‌تر، خارج از موضوعِ «یک انسان با نگاه دینیِ متفاوت» می‌کند و ضرورت «بیناییِ باطن» را یادآور می‌شود.

«نجاست» در این شعر همان معنای ظاهری است که در شریعت آمده و با آب، پاک می‌شود و شاعر در ادامه از همین مفهوم در حوزه‌ی باطنی بهره می‌گیرد.

به‌نظر می‌رسد عدم توقف در مفهوم ظاهری، کمک بیشتری به مستمع کند؛ با همین نگاه می‌توان این شعر را دارای مفاهیم بلندی دانست که شاعر را ناگزیر به اقرار بر اینکه: «بیان خود را به‌قدر فهم مخاطب تنظیم کرده و خود هم قائل به این است کلامش ممکن است به‌درستی فهمیده نشود.» نموده است.

پوزش از اینکه قلمم به‌قدر کفایت روشنگر نیست.

ضیا احمدی در ‫۳ سال قبل، دوشنبه ۸ خرداد ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:

سلام
هرچند نخست باید با حافظ پژوهی آغاز کرد ولی درباره‌ی معنا و مفهوم «می» و «مستی» در اشعار حافظ پندارهای فراوانی ازجمله اینکه «همه‌ی باده‌های حافظ عرفانی نیست»! وجود دارد و کمابیش می‌توان به درستیِ هر یک از آنها گواهی داد؛ با این حال، وی را دین‌باوری می‌دانم که نمی‌تواند دیگران را به مِی و مستیِ آشکار بخواند.
پیشنهاد می‌کنم در کنار اندیشه‌ی بزرگان ادب و عرفان،
مصاحبه‌ی خبر آن‌لاین که در تاریخ ۱۹ مهر ماه ۱۳۸۹ با آقای بهاءالدین خرمشاهی صورت گرفته است و همچنین کتاب «حافظ نامه» ایشان
را مطالعه بفرمایید.