گنجور

حاشیه‌ها

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۴۲:

از تیر چند لغت زیبا داریم برای دوستان می نویسم . یکی تُکمار یعنی تیری که نوک ندارد . سگزن تیری است که زنجکش ( زجرکش ) میکند . سوفار یعنی ته تیر جایی که پر ها را می بسته اند .توژ پوستی از درخت بوده که با آن پر عقاب یا هر پرنده ی دیگری را با آن به تیر می بسته اند . گروهه یا غالوک یک مهره بوده است که هنگام رهانیدن زه غل می خورده است ( غالوک از غالیدن و غل خوردن که امروز بیشتر قل خوردن می گوییم ) به این ترتیب هدف گیری بی تکانتر می شده است .تموک هم در لغت فرس اسدی آمده است به معنای هدف . تیر و تموک بسیار همخوانی دارند .

فرّخ در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳۵:

بیت دهم تکرار بیت هشتم است، لطفا حذف شود.

فرّخ در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۹۱:

لطفا مصراع اول بیت 5 تصحیح گردد:
کار مرا به مرگ نخواهد گذاشت عشق

مجید در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

کلمه جا افتاده در نظر بالا،ازابتدا نیندیش یا میندیش بود

مجید در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

سلام
درموردکلمه بیندیش در بیت سوم فکر میکنم که از ابتدا یابود شاید به مرور زمان به اشتباه تغییر کردزیرا عاشق همیشه خود را فدایی معشوق میداند در این بیت هم منظور حافظ این بود که جانا اگر مژه سیاه شما قصد جان مارا کرد شما اندیشه نکن که ممانعت کنی زیرا کار درست همان است که او انجام میدهد.اگر اندیشه کنی ممکن است به غلط مانع اینکار از روی انسان دوستی شوی. فدای مژه معشوق شدن هم همان درجه و مرتبه فدای معشوق شدن را دارد. البته این فقط نظر شخصی بود

سید احمد مجاب در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۴۲:

تیر (ستم) تو را دلم ترکش باد

محمد مهدی نجم در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:

از اونجایی که عالم عالم مثال است و برای درک یک مطلب نیاز مثال زدن یک نمونه قابل فهم است خداوند عالم نمونه ای از جذابیت خود را در مخلوقات متجلی ساخته تا اشارتی باشند و راهنمائی جهت تعیین مسیر الی الله و عیب ما این نیست که به مثال یعنی عشق زمینی توجه کنیم بلکه اشکال در اینست در عشق زمینی بمانیم و زمینگیر شویم و از رشد بمانیم/ طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت / بدر آی تا ببینی طیران آدمیت / مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی / که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱:

سلام. این شعر فوق العاده زیباست. ممنون از سایت بسیار مفید و خوبتون. اجرتون با خدا.

امین کیخا در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶:

پالدم یا پاردم یک ریسمان است که زیر دم ستور می بسته اند . ولی استفاده ی امروزی آن در واژه سازی های نو . از بین واژه هایی که واژه ی که معنای بند و ریسمان می دهند پال واژه ی کوتاهی است . برای profile واژه ی فراپال را پیش نهاده اند . واژه های دیگری که معنای بند و تسمه می دهند یکی هم سِنِور است ( به پارسی دری ) که لغتی کهنسال است این وازه ی سنور تنها یک س از nerve انگلیسی بیشتر دارد . nerve هم در انگلیسی پیش از اینکه معنای عصب بدهد معنای ریسمان می داده است . دوال هم که تسمه ی چرمی است یک زبانزد زیبا از نظامی گنجه ای در هفت پیکر ازش هست . دوال بر دهل کسی زدن یعنی دهل کس دیگری را نواختن و کسب شهرت از نام بلند دیگران !

فرّخ در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹۸:

قافیه بیت دوم لطفا به مالامال اصلاح گردد:
می اگر باشد، زبان شکوه مالامال نیست

فرّخ در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۴:

احتمالا مصراع اول بیت 2 اینگونه صحیح است:
گریه در دنبال دارد خنده بیجای من

فرّخ در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۵:

در بیت 4 و 5 به اشتباه ردیف بجای "بست"، "نیست" ثبت شده است.

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۳:

حق با شماست فاضلی عزیز ، و من چرا به چنین برداشت دور از ذهنی رسیدم ؟ پیریست ؟

محمد در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:

مد نظر علما باشه که در دوره های اسلامی قبل از صفویه
همه فرهیختگان در تقیه بودن!
چون حکومت ها اهل .....
بگذریم
"سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد"
این بیت هم مال شیخ بهایی نیست

حمیدرضا در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:

دربعضی از نسخه ها اینگونه آمده است:از شیخ و زاهد کردیم توبه وزفعل عابد استغفرالله

لسان الغیب در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

این شعر به هیچ نشان از استاد سخن سعدی نیست....کسانی که میخواهند سعدی بزرگ را کوچک بشمارند این جواب از سعدی به شما:نه از جور مردم رهد زشت روی....نه شاهد زنامردم زشت گوی....وانگهی دوستان عزیز دکتر زرین کوب یا هرشخص دیگری را رها کنید و اشعار سعدی را مطالعه کنید تا متوجه بشید سبک این شعر با شعرهای سعدی متفاوت است...ودر آخر: هم مولوی باعث افتخار وسربلندی من است وهم استاد سخن سعدی وبا این سخنان چیزی از آن دو کاسته نمیشود

فاضلی در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۳:

جناب دکتر ترابی عزیز
در مصرع اول بیت هفتم ... منظور از نکند میخ فعل نهی کندن است : دست مرگ میخ سرا پرده عمر (زندگی ) مرا نخواهد توانست بکند اگر... در کنار معشوق زندگی کنم.

محمد ص در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۳۵ - در رثاء ایرج:

شعر بسیار زیبایست . که الحق هم برازنده ی سراینده ی آن یعنی ملک الشعرای بهار و نیز ایرج میرزا که این شعر در بار ه ی مرگش سروده شده ، هست . ناگفته نماند که خود ایرج میرزا هم در این موضوع یعنی مرگ خود اشعاری سروده که با این ابیات شروع می شود:
ای نکویان که دراین دنیایید / یا ازین بعد به دنیا آیید
این که خفتست دراین خاک منم /ایرجم ، ایرج شیرین سخنم

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۰ دربارهٔ عراقی » عشاق‌نامه » فصل سوم و چهارم » بخش ۸ - حکایت:

نشنیدی که ایزد وهاب
گفت: «طوبی لهم و حسن مب
صحیح :طوبی لهم و حسن مآب

محمد ص در ‫۱۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:

تلفظ صحیح ترکیب مهر مه - بدون کسره میباشد چون این ترکیب در اصل همان ماهِ مهر بوده که به صورت مضاف ومضاف الیه مقلوب و مخفف به مهر مه تبدیل شده و نباید با کسره خوانده شود زیرا معنای آن عوض می شود.

۱
۴۸۰۷
۴۸۰۸
۴۸۰۹
۴۸۱۰
۴۸۱۱
۵۷۸۶