سعید در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰:
امیر جان سلام
درست است که با تغییر مکان حرف "واو" شعر از حالت سکته بیرون می آید اما معنی مورد نظر شاعر دستخوش تغییر میشود و چون در سایر نسخ نیز متن شعر به همین صورت ضبط شده است لذا تغییر و جابجایی مناسب و ادبی نمیباشد ضمن اینکه سکته در شعر در سایر اثار نیز وجود دارد و نکته ی مضمومی به حساب نمی آید که به هر شگردی در پی رفع ان باشیم
رضاایزدی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۱:
در مصرع سوم هیچ سری درست است نه هیچ تنی
مهدی پژوهنده در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب » بخش ۱۳ - حکایت:
بیت چهارم بدین صورت صحیح تر است:
بتا جور دشمن بدردش پوست
رفیقی که از وی بیازرد دوست
عیسی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:
سرکار سحر خانم، جناب بی دین صحیح میفرمایند. برای اثبات چیزی باید از بیرون و ورای آنچیز استفاده کرد. اما اگر مساله اثبات درمیان باشد. بیت " به گوینده منگر، سخن را نگر// سخن، گرچه باشد به دیوار و در" به خاطرم آمد. واقعا نیز چنین است. مساله عارف بودن حافظ شاید آنقدرها مهم نباشد که اشعارش را حتی اگر اوصاف جسمی و جنسی و زمینی باشند، میتوان برای استعاره های عرفانی و حظ روحانی استفاده کرد. گرچه جناب بی دین نیز قطعا از شواهد تاریخی که نشان دهنده نبوغ و شخصیت عالی حافظ بوده اند، بی اطلاع نیستند. تا عرفان را چگونه بنگریم؟
محمد در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:
به نظرم با توجه به قران دانی سعدی و تکرار این مطلب در قران که افراد بعضکم من بعض هستند(195 ال عمران) وآیه اول سوره نسا شعر چنین است بنی آدم ابعاض یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
ناشناس در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:
مست خیال و شککی
گول شدم مول شدم
از یک دیوان قدیمی دیدم
مهرنوش در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷:
بیت چهارم مصرع اول به نظرم به جای تقدیر باید "تقریر" باشه. توجه کنید به واژگان دیگر بیت: سخن و حرف و عبارت
مهدی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۴:
بیت 5 مصراع دوم این صحیح تره
انصاف می دهیم که از ره فتاده ایم
ناز بانو در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۴۰:
هژیر جان ، چرا اسم این آهنگتو گذاشتی مثلث ؟
صنم در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱:
ممنون جناب استاد کیوان. وزن بیت آخر برای من معمایی شده بود.
علیرضا مطلبیان در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۷:
با تشکر از زحمات گنجور ...
مولوی قدس الله روحه شرابخواری بی پروا بود، می خواره ای که هر چه می نوشید باز بیشتر می خواست. این می نه آن می ای ست که دیده و شنیده اید، شرابی ست از آسمانهای بالا که مختص یکتاجویان و یکتاپویان و یکتاپرستان و یکتاخویان است. تا از غیر هر چه جز «اوست» فارغ نشوی در توهم دنیا و عقبا سیر و سفر خواهی کرد و تنها شراب انگوری میتواند تو را برای مدت اندکی مست ات و البته در نهایت پست ات کند. دست از هر چه جز اوست بشوی تا از آسمانها شرابی طهور بر جام جانت بریزند، که تا دهان باز کنی بوی می آن همه جا بپیچد!
شاهین خدام در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:
در البوم گلهای تازه 333 مصرع اول به این صورت آمده:
شیوه نوشین لبان چهره نشان دادن است
پیشه اهل نظر دیدن و جان دادن است
برروی آهنگی که توسط علی اکبر خان شیدا (معاصر با فروغی بسطامی) تنظیم شده است.
عیسی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
آقای ترابی، درست است که در گذشته نگارها بعلت دیگری در مکتب خانه ها ممکن بود حضور بهم رسانند. ولی نگار من که به مکتب "نرفت". ضمنا وقتی کمان ابرو جای انتساب به خداوند دارد، چه اشکالیست برای کابرد نگار در مورد حضرت ختمی مرتبت؟ چه اشکالیست اوج دوست داشتن را فریاد زدن؟ چه اشکالیست برای اثبات دوست داشتن زیباترین و جذاب ترین لغات را در بنیان هم فرو بردن و ترکیب بی بدیلی برای تحسین شخصی که لولاک لما خلقت الافلاک است، ساختن؟ مناقشه برآنچه بدیهی است، جای شگفتی دارد.
عیسی در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۰:
درمورد بیت آخر: حافظ اهل مناظرات کلامی بوده و این مناظرات در مسجد اتفاق می افتاده.
رسته در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
فتراک جفا
فتراک = شکار بند
( جفا + فتراک ) >> اضافهٔ تشبیهی است، جفا را به فتراک تشبیه کرده است و ادات تشبیه و وجه شبه حذف شده است. میتوانست بگوید: جفا همچون فتراک اسب شکارچیای است که دلها را صید کرده است و به شکار بند در ترک اسبش بسته و میبرد .
تشبیه 4 رکن دارد. در مثال فوق: مشبه (جفا) + ادات تشبیه( همچون )+ وجه تشابه ( شکارچی ) + مشبه به( فتراک). ولی در تشبیه میتوان دو رکن اصلی را که طرفین تشابه است نگهداشت و بقیه را حذف کرد، این نوع تشبیه را میگویند تشبیه بلیغ یا رسا. یک نوع از تشبیه رسا وجود دارد که آن را میگویند اضافهٔ تشبیهی مانند همین فتراک جفا.
واژهٔ بربندند دوم ایهام دارد . ایهام معنی دوگانه ( گاه چندگانه) دارد. ایهام وهم انگیز است، و خیال انگیزترین آرایهٔ ادبی است. حافظ استاد ایهام است. بسامد ایهام در دیوان حافظ بیشتر از همهٔ شاعران قبل از او هم عصر اوست. بربندند را به دو معنی میتوان گرفت. یک معنی: دل ها را که بر فتراک جفا بستند، بسته میمانند، دو دیگر: به معنی تأکید بر بربندد اولی.
ولی این پایان داستان نیست. چون مصرع دوم رابطهٔ تنگاتنگی با مصرع نخست دارد. ز زلف عنبرین جانها چو بگشایند بفشانند.
زلف عنبرین چیست ؟ همان فتراک جفا است. در مصرع اول دلها را شکار کرده و بسته و نگهداشته و میبرد. در مصرع دول که فتراک جفا را گشود جانها از آن فرو میریزند.
درواقع فتراک جفا استعاره از زلف است. استعاره نوعی از تشبیه رسا است که مشبه آن حذف شده باشد( زلف).
ولی آرایههای دیگری هم در این بیت هست. لف و نشر مرتب به این ترتب:
فتراک جفا >> زلف عنبرین
دلها >> جانها
بربندند >> بگشایند
بربندند دوم >> بفشانند
أرایهٔ دیگر، تضاد و تقابل است که در سراسر غزل جاری است :
بستن >> گشودن
بستن دوم >> افشاندن
حاصل بیت این که: جفا و ستم او ضامن بقا است.
در غزلی دیگر در همین معنی گفته است : بر افشان تا فرو ریزد هزاران جان ز هر مویت.
آتمن ناظم در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۱:
تعدادی از ابیات در غزل 295 هم تکرار شده است اشتباه در تدوین بوده است یا سهو حضرت عراقی ؟
کورش ایرانی اصل در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۱۴ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:
------------------------------------------------------
ممنونم دوست من...
گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری ؟
یعنی : خدا بهم گفت : تو چه تقاضایی از من داری در حالیکه حتی نمیتونی پرسش درست رو بپرسی ؟
----------------------------
گفتم بر آستانت دارم سر گدایی.
یعنی : بهش گفتم : تقاضای عاجزانه ی من از آن حضرت اینه که حس خدا جویی منو سیراب کنی... ( خودت راه رو نشونم بدی نه یه نفر سوم )
----------------------------------------------
باور کنید هر دفعه که این غزل رو میخونم یا میشنوم و چه الان که دارم معنیش رو ( در حد بضاعتم ) مینویسم... از عظمت این غزل موهای بدنم سیخ میشن...
حس عجیبیه...
---------------------------------------------------
کمترین در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۲ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۳:
کورش جان درود به جان پر فروغت بنویس که خدای نامت بلند کناد .
ali در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۵ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » تصنیفها » باد صبا (در دستگاه شوشتری):
اصلاح میکنم:
این تصنیف کلا برای دستگاه همایون سروده شده که استاد شجریان با زیبایی هر چه تمام تر اچراش کردن.
ناز بانو در ۱۱ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱: