تاوتک در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:
حقه به معنی ظرفیست که اشیا گرانبها در آن نگهداری میشود در بیت سه حافظ به زیبایی دهان را به حقه که دندانهای همچون مروارید در آن نگهداری میشود تشبیه کرده و نیزاز طرفی حقه یا فریب و نیشخند را پدید آورده که بسیار دلچسب و زیباست
روفیا در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹:
معامله ؟!
روفیا در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:
با عرض معذرت کامنت اخر مربوط به غزل بعد بود و اشتباها اینجا درج شد .
روفیا در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:
روفیا نوشته:
با اجازه بزرگترها
بیت اول را من اینطوری استتنباط میکنم :
هر کس قلبش با ان معشوق بود محرم شد و بردندش به اندرونی و نادیدنی ها را نشانش دادند یعنی اسرار را بر او فاش کردند و هر کس بلد نبود دل سپردن را نامحرم به حساب امد وچیزی به او نشان ندادند از اینرو او از بیخ و بن وجود اسرار را انکار کرد .
و یک سوال :
ایا از صدای سخن عشق ندیدم …
اشاره به مفهوم تنها صداست که می ماند دارد ؟
روفیا در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:
با اجازه بزرگترها
بیت اول را من اینطوری استتنباط میکنم :
هر کس قلبش با ان معشوق بود محرم شد و بردندش به اندرونی و نادیدنی ها را نشانش دادند یعنی اسرار را بر او فاش کردند و هر کس بلد نبود دل سپردن را نامحرم به حساب امد وچیزی به او نشان ندادند از اینرو او از بیخ و بن وجود اسرار را انکار کرد .
و یک سوال :
ایا از صدای سخن عشق ندیدم ...
اشاره به مفهوم تنها صداست که می ماند دارد ؟
روفیا در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:
برداشت کلی ام از این غزل اینست که تو مپندار که همه پدیده های ظاهرا مشابه در عمق وجودشان یکسان هستند و پشت صورت معنایی نهفته است که تو باید هوشمندانه ان را ببینی :
زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار
یا
گفتم که کفر زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا چو نیک بینی هم اوت رهبر اید
ایوب آگاه در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:
در بیت سوم «گناها» به جای «گناهها»
و در بیت یازدهم «خورده است» به جای «خوردهشت» صحیح است.
ایوب آگاه در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳۹:
مصرع اول بیت سوم به این شکل صحیح است:
«محو اسرار طرهٔ او را»
بابک در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:
به شهاب:
دوست عزیز دقت داشته باش که این "نیست که نیست"ها، نفی نفی هستند. مثلا در این بیتی که شما بهش نظر داری، معنی مصرع دوم چنین چیزی می شه: آه از این راه که در آن نیست خطری که نیست. به عبارتی میشه: در این راه هر خطری هست. و طبیعتا شیر رو روباه میکنه و ایراد شما هم برطرف میشه.
روفیا در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:
3.خوب مولانا خیلی خوب کاری کرد که اون همه با لطافت گفت منم خوب کاری کردم که اینجوری عامیانه حرف زدم شما هم خیلی خوب کاری کردید که منتقدانه نظرتونو گفتید منم دربارش فکر میکنم اگه نظرم عوض شد روش صحبت کردنمو عوض می کنم . بی هیچ تعصبی معلم گرامی .
روفیا در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:
خوب مولانا خیلی خوب کاری کرد که اون همه با لطافت گفت منم خوب کاری کردم که اینجوری عامیانه حرف زدم شما هم خیلی خوب کاری کردید که منتقدانه نظرتونو گفتید منم دربارش فکر میکنم اگه نظرم عوض شد روش صحبت کردنمو عوض می کنم . بی هیچ تعصبی معلم گرامی .
روفیا در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:
بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد
ولی مکش تو چو تیرش که از کمان بگریزد
چه نقشها که ببازد چه حیلهها که بسازد
به نقش حاضر باشد ز راه جان بگریزد
بر آسمانش بجویی چو مه ز آب بتابد
در آب چونک درآیی بر آسمان بگریزد
ز لامکانش بخوانی نشان دهد به مکانت
چو در مکانش بجویی به لامکان بگریزد
کل این غزل حافظ چی میخواد بگه ؟
میخواد بگه رها و ازاداندیش باش تا به وصال حقیقت نائل بشی ؟
میخواد بگه :
ترک دنیا هر که کرد از زهد خویش
پیش امد پیش او دنیا و بیش
یا میخواد بگه دست رو دست بگذار و هیچ کار نکن چون طرف یا روزگار خیلی بدقلقه ؟
میاحیان در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
من چه گویم یک رگم هشیار نیست شرح یاری را که او را یار نیست. قید وبندهایمامرا بگسلیم و قفل روح به مفتاح الله بسپاریم . بنه سر اگر رشته نمی گنجد اندر چشمه سوزن از آن باشد که سر دارد. حافظ راه منیر و روشن آدرس دارد .... بعد همگان فریاد می داریم خانه دوست کجاست؟ سر به سرای سعدی و مولانای ایران بنهیم آنان با همه روشنان و بی پروایان الهی هم سفره و مایده اند . درویشی را گفتند تا بهشت چقدر راه است ؟ گفت یک گام پا بر نفس خود نه به بهشت وارد شدی . منی . منیت را بگذاریم یگانه شی باقی مانده آورنده ماست که الحمدلله همیشه فراموش شده است نزد بیگانگان٬ و یار است در پیش درماندگان.
ساحل در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:
سرکارخانم روفیا
با درودبرشمابانوی بزرگوارکه به پیروی ازحضرت مولاناخواسته ایدخودتان باشیدوبی هیچ نقاب وترتیب وآدابی سخن ازدل بگوییدکه پیش اهل دل، اصل مغزسخن است نه پوسته وظاهر. پس بایدچون آن بزرگوار "رست ازاین بیت وغزل وقافیه ومفعله رابه دست سیلاب سپرد وبه جای پرداختن به مفتعلن مفتعلن"،مغزسخن راپرورد.
من نیز با استناد به دیدن این بیت درغزل "ساقیابده جامی" دربرخی نسخ می اندیشیدم که توسط شیخ بهایی سروده شده باشدولی امروزباتعمق بیشتر،به نظرم می رسدهمبستگی مفهومی بین این بیت با سایرابیات کمرنگ بوده و همچنین است وزن بیت. ازکلیه دوستان ارجمندگنجوروهمچنین ازجنابعالی باتوجه به گستردگی دانش و تحصیلات در این زمینه خواهشمندم چنانچه اطلاع معتبری در این زمینه داریدلطفاً باذکرمنبع اعلام فرمایید. باسپاس
میاحیان در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
خدمت تمام اندیشمند عزیز عرض دارم . اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را ..... و الخ بدین معنی است اگر آن زیبا روی شیرازی (ترک در زبان فارسی زن زیبا و نیکو را می نامند) بدست آرد .... نه از نژاد مغول حرفی به میا ن آمده است و نه تازی . ایشان زن زیبا رخ پارسی را گفته است و دعوای قومی و تهاجمی و استیلایی در میان نیست . هرکسی با ظن خود شد یار من . قدرت را به دیگران بسپاریم و آزاد شویم .
ALIREZA MASIHA در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۸:
در مصرع دوم بیت ششم شعر آمده که :
بهر لباس که بتوانم به قدر وسع بکوشم
و به نظر بنده وزن بهم خورده و صحیح این است که بگوییم :
بهر لباس توانم به قدر وسع بکوشم
میاحیان در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:
مطلع با اگر شروع شده است واین به معنای اختیار است . اختیار در دام افتادن بدین سان که عبد و گرفتار و بنده حق خدای تبارک و تعالی آزاد است . بندگی خدای معامله نیست تجارت نیست چرا که هم تاجر و هم خریدار الله است ما را به سبب اختیارم دوست می دارد و هم چون خود عزیز می خواهد . هر آن چه هست اوست . رندی و بد نامی عاریه و کرایه و نقش بر جام شراب ازلی است چون در افتد هیچ رنگی باقی نیست باشد که در کدو شراب حق بنوشم به زآن که در جام زرین و پر نقش و نگار سرکه نوشم . حافظ اسرا را دانستم که کشف عظیمی نموده است . دیوانش مغایر با دگر بزرگان می نماید دانستم که اعلا عارفان پس از بسم الله ارحمن الرحیم الم ...آمدن و حافظ با بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین سخن آغاز کرد و رحمت و عفو و پوزش را با مردمان تقدیم الله تبارک و تعالی بدیهی نمود . چرا که هر آن درمانده ای جز الله ندارد و بدین گونه است که همگان فال از حافظ می گیرند و استغاثه از سوره حمد و الله دارند مابقی بماند برای دانایان و عالمان ما خواهانیم و درمانده الله . بجز از الله دادرسی ندارم . اوست شفیع همگان و ما مشفع.
Mehr در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:
به بوی آن که شبی در حرم بیاسایند
هزار بادیه سهلست اگر بپیمایند از سعدی
مثالی است برای ” بوکه“ به معنی باشد که ، یا درآرزوی آنکه و به امید آنکه
چنانکه یکی دو نفر از دوستان اشاره فرمودند
موفق باشید
مهری
روفیا در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:
اگه قاب از کعب گرفته شده و اگه ریاضیدانان ایران پیشرو بودند وقتی قبل از انتقال کلمه کعب به فارسی میخواستند ریشه سوم یک عدد رو بگیرن یا توان سه یک عدد رو یا حجم یه مکعب رو حساب کنن چی صداش میکردن ؟!
روفیا در ۱۱ سال قبل، جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵: