روفیا در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۸۳:
مسلمان گر بدانستی که بت چیست
یقین کردی که دین در بت پرستی است
کسرا در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۸۳:
این رباعی رو باید مردم کشور دوست و همسایه هند روزی 100 بار بخونند...
ناشناس در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲:
دانش پارسیان گذشته فوق العاده است ،حیف که نمیذارن به أصل سرزمینمون برگردیم تا از زندگی لذت ببریم ،. گله من از گرگ نیست آن چه که بر ماست شبان میکنند
روفیا در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۷ - حکایت آن شخص کی از ترس خویشتن را در خانهای انداخت رخ زرد چون زعفران لبها کبود چون نیل دست لرزان چون برگ درخت خداوند خانه پرسید کی خیرست چه واقعه است گفت بیرون خر میگیرند به سخره گفت مبارک خر میگیرند تو خر نیستی چه میترسی گفت خر به جد میگیرند تمییز برخاسته است امروز ترسم کی مرا خر گیرند:
مثالی جالب به ذهنم رسید .
بارها از آدمیان شنیده ایم که از دیگران گله دارند که من برای فلانی چنین و چنان کرده ام . به او لطف کرده ام . ولی او قدر ناشناس بوده یا پاسخ مرا با بدی داده یا جبران نکرده است !!!!
پرسش من از این افراد این است که اگر شما آن خوبی ها را در انتظار پاسخی از آن سو انجام دادید فکر نمی کنید که این اصلا لطف نبوده بلکه یک داد و ستد غیر علمی بوده است ؟
شما معامله ای انجام دادید بدون تنظیم یک قرارداد شفاف و طرف معامله تان یا نمیداند که شما معامله کردید یا خود را به نادانی میزند . این همان فقدان قوه تمییز بین لطف و معامله است .
روفیا در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۷ - حکایت آن شخص کی از ترس خویشتن را در خانهای انداخت رخ زرد چون زعفران لبها کبود چون نیل دست لرزان چون برگ درخت خداوند خانه پرسید کی خیرست چه واقعه است گفت بیرون خر میگیرند به سخره گفت مبارک خر میگیرند تو خر نیستی چه میترسی گفت خر به جد میگیرند تمییز برخاسته است امروز ترسم کی مرا خر گیرند:
سلام آقای امین کیخای گرامی
جایتان در گنجور بسیار خالیست .
دانستن ریشه و معنای دقیق واژگان از دیدگاه چون شمایی براستی یاریگر رشد فرهنگ و دانش و داناییست .
امروز شدیدا تحت تاثیر معنای واژه تمییز بودم و اینکه چه مفهوم گسترده ای دارد !
تمییز به معنای قوه جدا کردن چیز های ظاهرا مشابه است .
معادل انگلیسی آن distinct یا distinguish بوده و discriminate به معنای تبعیض و indiscriminate به معنای فاقد تبعیض یا یکسره می باشد .
اینجا گویی مولانا از ترسی پنهان در اعماق وجود مردم سخن می گوید . هراسانند که خر گیران فاقد قوه تشخیص خر از آدمی هستند و چه بسا صاحب خر را به جای خر برند چون ظاهرا هر دو از جنس گوشت و خون و هر دو پستاندار و شبیه هستند .
که مولانا در پاسخ چه زیبا نوید میدهد :
نیست شاه شهر ما بیهوده گیر
هست تمییزش سمیعست و بصیر
شیخ شبستر نیز معادل این واژه را با واژه ناشناس می آورد :
نشان ناشناسی ناسپاسیست
شناسایی حق در حق شناسیست
یعنی نشانه بی تمییزی و ببخشید بی شعوری ناسپاس بودن است . یعنی آدم ناسپاس تفاوت بین یک لطف و یک وظیفه و یک ستم و ... را به آسانی تشخیص نمی دهد . از اینرو ناسپاس است . چرا که در نمی یابد چه تفاوت عظیمی میان مهر انسان ها و بی مهری انسانها یا چه تفاوتی میان لطف داوطلبانه و خود جوش یک انسان و تلاش دومی برای جبران لطف اولی است . این روزها می اندیشم دانایی همین است . درک شباهت ها در چیزهای ظاهرا متفاوت و فهم تفاوت ها در پدیده های ظاهرا مشابه .
بیرانوند در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷ - دیوان و دیوانه:
وزن بیت چهارم اشکال داره .بهر طریقی که خوانده بشه جور در نمیاد .بازم اصل کتاب رو ببینید .
بیرانوند در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۵ - ارباب زمستان:
زیبا بود .
بیرانوند در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳ - غزاله صبا:
این شعر بقول دوستان بسیار تاثیر گرفته از زبان شعرای مشهور بخصوص حضرت حافظه .تجربه و حس شخصی کمتر درین غزل انعکاس داره .
متاسفانه ادبیات ما بشدت فیلتر میشه .شعرایی که توانستند مطرح بشن همسو با حاکمیت بودند منجمله استاد شهریار
محمد بی غم در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۴:
در مصرع پایانی به نظر حقیر جای شمع و جمع باید عوض بشه
احسان أخّاذ المآخذ در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸:
سلام؛
جناب آقای "بابک"، در حاشیهای که نوشتهاید، "مزبور" صحیح است، نه "مذبور".
کسرا در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳:
به زودی قراره به شیراز برم... قصد دارم اول به زیارت حضرت سعدی و سعدیه برم و بعد حضرت حافظ... سلام همه ی شما دوستداران این بزرگواران را خدمتشان میرسانم... با بیت اول این شعر میشه 1 عمر عاشق بود...
کسرا در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
نه عجب کمال حسنت که به صد زبان بگویم
که هنوز پیش ذکرت خجلم ز بی زبانی...
سعدی خوبم... واقعا ما پیش ذکرت خجلیم ز بی زبانی...
نه عقلم میرسد نه درکم نه فهمم نه زبانم یاری میکند که از سعدی بگویم... فقط به زبون بچگیهامون میگم... قد همه ی ستاره ها دوستت دارم... ♥♥ ♥♥
دکتر امین لو در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در ستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاه:
در نسخه ای که توسط فروغی تصحیح و در چاپحانه اقبال چاپ شده است در بیت آخر به جای کلمه "میغ" کلمه "میخ" آمده است که به نظر صحیح تر است.
کسرا در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۶:
فدای جان تو گر من فدا شوم چه شود
برای عید بود گوسفند قربانی...
کاش موقعی که داشت این بیت رو مینوشت اونجا پیشش بودم و میگفتم... دور از جون سعدی بزرگوار... گوسفند دشمنانتند... تو خداوندگار خوبی هایی... گوسفندان زمان ما هم کسانی هستند که این چنین اشعار و ساز و آواز اصیل ایرانی را فروختند به مزخرفاتی چون رپ که سر و تهش معلوم نیست...
کسرا در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۶:
جااااااااااانم به این شاه بیت
به هر چه خوبتر اندر جهان نظر کردم
که گویمش به تو ماند تو خوبتر ز آنی
کسرا در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
عاشق بیت اول و هفتم این جاویدان شعرم... هزاران درود بر روح مطهر سعدی بزرگوار... وقتی که از جایی دلگیرم یا عصبانی... فقط شعرهای سعدی میتونه بهم آرامش بده... مصرع اول این شعر رو باید برای خود سعدی خوند... ای پادشاه سخن... ای نماد عاشقی ...
ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی...
که به هر که در خیالم آمد تو خوب تر ز آنی...
روحش شاد ♥♥
دکتر امین لو در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در ستایش علاء الدین عطاملک جوینی صاحب دیوان:
"به خاک پای تو ماند یمین غیر مکفر" در بعضی نسخه ها بدین صورت ضبط شده است " به خاک پای تو گفتم یمین غیر مفکر"
کسرا در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
آقای سیاوش بابکان به خوب نکته ای اشاره کردند... براستی که بیت های پنجم و ششم این اثر چقدددددددر زییااااااست...
مهدی رضائی در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:
این غزل گویا برای امیرالمومنین علی سروده شده
بیت اول به تولد ایشان در کعبه اشاره دارد و بیت شاه خوبان هم به همنشینی ایشان با گدایان مربوط است
کسرا در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۱۵: