گنجور

حاشیه‌ها

عین. ح در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲۴:

در مصراع اول بیت هشتم به جای «تعلق‌زا» باید «تعلق‌زار»‌ باشد

نازنین در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

بیت (اگر برهنه نباشی...)به چه معناست و ربطش با ابیات قبل و بعد چیست؟

پدرام در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب الزاهد والضیف » بخش ۱ - باب زاهد و مهمان او:

سپاس گزارم
خیلی دنبال متن اصلی کلیله و دمنه گشتم

کسرا در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:

به نقل از پدرم... پدر بزرگ مرحومم عاشق این غزل بوده و با این غزل به آرامش میرسیده...
روح همه رفتگان مخاطبان خوب گنجور شاد...

آرش غنی زاده در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۵۲ - ضیمران:

و دیگر آنچه که می توانم گفت آنکه در بیت
هرکسی کاز دور آن اکلیل گل را دید گفت
لوحش‌الله کاین شجر تاج ازگل رعناگرفت
بنده جایی دیده ام که به جای کلمه ی تاج ، باج آمده است که به نظر زیباتر و برازنده تر می نماید .
درود و سپاس .

آرش غنی زاده در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۲۲ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۵۲ - ضیمران:

اشتباه دیگر در این بیت است .
تا نپنداری که چون بالاگرفت از لطف بید
آن محبت را فراموش کرد و استغناگرفت
فراموش در وزن سکته ایجاد می کند و باید فرامُش باشد .

آرش غنی زاده در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۵۲ - ضیمران:

با تشکر وقدر دانی از زحمات دوستان فرهیخته که چنین مهمی را فراهم کردند . علاوه بر جابجایی کلماتی که در مصرع اول بیت چهارم دیده می شود و صحیح این است که بخوانیم . تابش خورشید را دید از ورای شاخ و گفت . بیتی از این شعر نیز از قلم افتاده است .
بید پای ضیمران شد ، ضیمران رخسار بید
زین تعاون گیتی آمنا و صدقنا گرفت .

چعفری انی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال تو:

کلمه فقیه بسیار جالب و درست می باشد معنی مصرع با این کلمه کامل است

سمراد در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:

وزن این سروده
تَن تَن تَنا تَنا تَن تَن تَن تَنا تَنا تَن
- - ن- ن- - - - ن- ن- -

رضا در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۳۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:

کوشش بی جا مکن در راه وصل
هر زمان کز خود گذشتی واصلی

یدالله کائدی ( قائدی ) در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴:

معمولأ در قضاوت به دو شاهد اکتفا می شود ولی پیامبران نفس الهی خود را شاهد می آورند پس یک شاهد که خود نفس پیامبراست برای حقانیت حق کافی است این است که سعدی در رباعیات فرماید « شاهد بدهد فتوی شرع - در مذهب عشق شاهدی بس باشد » غلبه حق بر دل پیامبر غالب شده است آری در چشم عیان شاهد ومشهود توئی یدالله کائدی ( قائدی ) هیستون تکزاس

یدالله کائدی ( قائدی ) در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴:

شاهد : معمولأ درقضاوت به دوشاهد اکتفا میشود ولی پیامبران برای اثبات حقانیت خود ، نفس خود را شاهد می آورند پس یک شاهد که کلام وحی است برای این مس
ئله بس است در کلام پیامبر غلبه حق بر دل پیامبر سیطره دارد . به عبارت دیگر بر دل او غالب آمده است در اینجاست که حق را شاهد وگواه می گیرد این است که شاعر گفته است در چشم عیان شاهد و مشهود توئی . یدالله کائدی ( قائدی ) هیستون تکزاس

حمید زارعی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۱۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۸:

با نظر جناب محمدرضا جبّاری کاملن موافقم. توی این مصرع (مزن) معنی صحیح تری داره

کیا در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » رسوای دل:

بیت 4 معنای زیبا و بیانی از حقیقتی تلخ دارد
(اگر دلی به بی غمی مبتلا شود نابود میشود)

زهره نامدار در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:

با عرض سلام و تشکر از این کارفرهنگی ،
در بیت سوم غزل:زهی ماه زهی ماه زهی بادۀ "همراه"
کلمۀ حمرا درست است به معنی سرخ و همراه معنی نمی دهد.

علی در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:

در بیت پنجم اگر پیش از واژۀ "آزار" حرف "به" قرار گیرد که امکان چسبیدن به واژۀ آزار را هم دارد، مجموعاً می تواند به سه صورت تعبیر شود؛ 1-بازار، 2-بازآر و 3- بآزار.(البته در هر سه صورت،بازار خوانده می شود) گرچه در بسیاری از نسخ معتبر، بدون حرف "به" ذکر شده است.
1-بازار: در صورت در نظر گرفتن این فرض، دنیا به بازاری تشبیه می شود که نقد آن(سود و ماحصل آن یا آنچه در آن رواج دارد) آن چیزی نیست انسان را شیفتۀ خود کند و مفهوم بیت، نوعی نهی از دنیا طلبی است.
2- بازآر: در این فرض معنی به این صورت است که در ازای آنچه در جهان از خود مایه می گذاریم، سود چندانی به دست نمی آوریم.(مذمّت دنیاپرستی)
3- بآزار: در این حالت "نقد بازار جهان"، سودی است که از دنیا می بری و "آزار جهان" به معنی دشواری های راه رسیدن به این سود است، که در این فرض نیز مفهوم بیت بر مذمّت دنیاپرستی دلالت دارد.

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » ساقی‌نامه:

لطفا در بیت اول ”بعقل” به “به عقل” تصحیح بفرمائید.

محمد در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲:

به نظر مصرع اول بیت آخر بی تناسب با کل بیت است و معنی اش بسیار لق است و به جای آن این بیت که در مرجع دیگری دیدم در نظر بسیار وجیه تر و غنی تر می آید: از آن جان‌توز لختی خون رَز ده/ سِپَرده زیر پای اندر سُپارا...از دوستانی که مخالف این نظر هستند خواهش می کنم این بیت و بخصوص مصرع اول آنرا تشریح کنند.

بابک در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:

با پوزش، این بخش پاک شد
"...چیزی که اکثریت به اتفاق قبول دارند : مرید بودن شیخ سعدی علیه الرحمه است..."

بابک در ‫۱۰ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:

شایق گرامی،
درود بر شما،
اول یک نکته :
تاریخ پیدایش تصوف و عرفان
بخش دوم
عرفا و حکمای استان زنجان
کریم نیرومند (محقق)
1364 (ناشر: ستاره زنجان)
صفحات 469-478
سفر بر روی آب را آخرین سفری که شیخ عمر سهروردی به همراه شاگردان از جمله سعدی به حج می رفت، به سال 628 ه.ق، بیان کرده.
و شروع آنرا اینگونه:
مقامات مردان بمردی شنو
نه از سعدی، از سهروردی شنو
و نتیجه گیری، صفحه 478،(بی دخل و تصرف)
"...با اینکه اقوال مختلف است و گاهی صحبت از اخذ خرقه و زمانی تحصیل در خدمت شهاب الدین به میان آمده لیکن چیزی که اکثریت به اتفاق قبول دارند <>..."
*
باری،
شاید مهمتر از همه تعریفیست که شما از آرامگه و بقعه فرمودی، که پس از مراجعه به فرهنگ معین دیدم هر دو صحیح می باشند.
به علاوه آنکه بقعه را به معنای خانقاه نیز آورده، که باز مهر تاییدی است بر نظر شما.
با سپاس از راهنمایی و روشنگری که فرمودی
سرت شاد

۱
۴۴۰۸
۴۴۰۹
۴۴۱۰
۴۴۱۱
۴۴۱۲
۵۷۲۹