رای گفت برهمن را: شنودم مثل بدکردار متهور که درایذا غلو نماید، و چون بمثل آن مبتلا شود در پناه توبت و انابت گریزد. اکنون بازگوید مثل آنکه پیشه خود بگذارد و حرفی دیگر اختیار کند، و چون از ضبط آن عاجز آید رجوع او بکار خود میسر نگردد و متحیر و متاسف فروماند.
برهمن جواب داد که: لکل عمل رجال؛ هر که از سمت موروث و هنر مکتسب اعراض نماید و خود را در کاری افگند که لایق حال او نباشد و موافق اصل او، لاشک در مقام تردد و تحیر افتد و تلهف و تحسر بیند و سودش ندارد و بازگشتن بکار او تیسیر نپذیرد، هرچند گفتهاند که: الحرفة لاتنسی ولکن دقائقها تنسی. مرد باید که بر عرصه عمل خویش ثبات قدم برزد و بهر آرزو دست در شاخ تازه نزند و بجمال شکوفه و طراوت برگ آن فریفته نشود، چون بحلاوت ثمرت و یمن عاقبت واثق نتواند بود. قال النبی علیه الصلوة و السلم. من رزق من شیء فلیلزمه. و از امثال این مقدمه حکایت آن زاهد است. رای پرسید که: چگونه است آن؟
گفت:
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بیان تفکری درباره انتخاب شغل و ثبات در کار میپردازد. نویسنده بر این نکته تاکید دارد که هر فرد باید در مسیر خود ثابتقدم باشد و از موضوعات و مشاغل نا مناسب دوری کند. اگر کسی از اصول و تخصص خود فاصله بگیرد و به کاری بپردازد که با تواناییهایش تطابق ندارد، دچار سردرگمی و افسوس میشود. به عبارت دیگر، هر کس باید در زمینهای که مهارت دارد فعالیت کند و به آرزوهای زودگذر و فریبنده واکنش نشان ندهد، زیرا این کار او را به نتایج نامطلوب میکشاند. همچنین به نقل از پیامبر اشاره میشود که هر کس چیزی به دست آورد، باید به آن بچسبد و از آن جدا نشود.
رای به برهمن گفت: مَثَل ِ آن بدکردار ِ گستاخ را شنیده ام که در ستمگری زیاده روی می کند، و وقتی که کسی مانند ِ آن را به خودش بکند، به توبه و زاری پناه می برد. اکنون مَثَل ِ آن را باز می گوید که کار ِ خودش را وا نهد و حرفه های دیگری را برگزیند. و چون می بیند که قادر به یادگیری آن نیست، دیگر امکان ِ این که به کار ِ قبلی خودش هم بازگردد فراهم نیست و تعجب زده و پشیمان، فرو می مانَد.
برهمن جواب داد: هر عملی، مردان ِ خود را می طلبد. هر کسی که از سِمَت و پیشه ی موروثی و خانوادگی خود و هنری که آموخته است درگذرد و وارد کاری شود که لایق حال او نباشد و با اصل او موافق نباشد، بی تردید در آن موفق نمی شود و سرگشته می شود و اندوه می بیند و حسرت می خورد که دیگر فایده ای ندارد. و بازگشتن از این راه، به کار ِ او نخواهد آمد. هرچند که گفته اند که حرفه و پیشه ی آدمی، فراموشش نخواهد شد، اما در حقیقت دقیقه ها و نکته های آن پیشه، فراموش خواهد شد. مَرد، باید در عرصهیِ کاری که انجام میدهد، ثبات ِ قدم بوَرزَد و ایستادگی کند و به خاطر ِ آرزو و هوس، دست در شاخهیِ تازه نیندازد و به زیبایی ِ شکوفه و به طراوت ِ برگ ِ شکوفه فریفته نشود. چون که نمیداند و مطمئن نیست که آیا میوهیِ آن شیرین خواهد بود و سرانجام ِ خوشی خواهد داشت یا نه. پیامبر گفته است که کسی که از چیزی ارتزاق میکند، میبایست به آن پایبند باشد. و از امثال ِ این مقدمه، حکایت ِ آن زاهد است. رای پرسید که آن حکایت چیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.