امید حق پرور در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶:
سلام.
بحث دوستان را خواندم.
آیا برای این سوال که جهان بینی خیام صحیح است یا بینش مقابل آن، پاسخ جهان شمولی وجود دارد؟
آنچه دیده میشود این است که هر یک از این دو، باورمندان سرسخت و پرشمار خود را دارند. بهترین اظهار نظر برای من، امید آن است که پیروان عقاید مختلف بتوانند با صلح و دوستی در کنار یکدیگر زندگی کنند.
از جهان بینی که بگذریم، با یک نکته در نوشته های جناب شاهو موافقم، که البته نباید نقد بر تفکر و دوبیتی زیبای خیام تلقی شود:
اینکه توان مندی هنرمند در هنر خویش لزوما اثبات کننده صحت تفکرات وی یا صلاحیت و توانایی وی در امور دیگر نیست.
خصوصا در مورد شاعران و سخن پردازان که حاصل کار آنان آراستن مفاهیم به صنایع ادبی است، باید توجه نمود که زیبایی شعر و نثر الزاما متضمن ارزش مفهوم آن نیست و مضامین ممکن است اصولا صحیح نباشند، با ارزشهای معاصر سازگار نباشند یا برای همه مخاطبان به یک سان قابل توصیه و اطلاق نباشند.
سخن پرداز، شخصی مانند ما است که می تواند تحت تاثیر هر مکتب فکری قرار بگیرد. به هر چه باور داشته باشد، همان را زیبا می کند و انتقال می دهد.
می شود پیرو تفکر او نشد، اما همچنان از هنرش لذت برد.
سپاس از گنجور که امکان حضور و بحث در چنین محافلی را فراهم آورده است.
مهرداد پارسا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۳:
جناب مارشال،
«کارک» ترکیبی از از واژه «کار» و شانه تصغیر و کوجکی »ک» در انتهای آن است. مثل واژه «پسرک» که برای پسربچه بکار می رود.
اینجا «کارک» بکار رفته تا نشان بدهد که تمام امور و احوالاتی که در دنیا بر آدمی می گذرد کوچک است. نوعی کنایه کوچک بودن کارها و گذارا بودن آنها.
مقدم در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۶ - قصهٔ هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شود:
بندی یعنی دربند به معنای زندانی .که خواننده محترم آن را با لحنی خواننده که معنای مثل یک بند تداعی میشود . مردبانامحرمان چون بندی است یعنی وقتی کسی با دیگری هیچ علاقه فکری وعقیدتی وعلقه عاطفی واحساسی ندارد مجالست کند انگار زندانی اوست! عذاب الیم است
مهرداد پارسا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۸:
مصرع اول که می گوید: «خورشید به گل نهفت می نتوانم» صرفا نوعی تلمیح ادبی است و شاعر با این تمثیل که یادآور یک آیه قرآن است می خواهد حقیقتی را که کشف کرده به خورشید تمثیل کند و بیان آن در قالب عبارات را به نهفتن آن در گل. در مصرع پایانی هم سفتن در به معنی بیان آن حقیقت در قالب چیدن عبارات کنار یکدیگر است. شعرا هم اشعار نغز خود را به سفتن یا نخ کردن مرواریدهایی در کنار هم تشبیه می کرده اند.
درباره مصرع اول و اینکه خیام از گفتن حقیقت خود ابا دارد رباعی:
هر راز که اندر دل دانا باشد
باید که نهفتهتر ز عنقا باشد
کاندر صدف از نهفتگی گردد در
آن قطره که راز دل دریا باشد
می تواند گویا به نظر برسد. در اینباره خواندن حاشیه ای که بر این رباعی نوشته ام نیز خالی از لطف نیست.
ما را همه شب نمی برد خواب در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
سعدی زبون باز
دل ما را کجا بردی به این شیرین سخن گویی ...
ما را همه شب نمی برد خواب در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:
دوست گرامی حسین 1
بخاطر تمام حاشیه هایی که نوشتید از شما تشکر می کنم همیشه روشن و در معنی و جای خودش تفسیر نوشتید
آفرین به طبع دل انگیزتون
امید در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:
من فکر کنم معنی دقیق این شعر رو فقط و فقط بطور کامل ملاها و جامعه روحانیت فهمیدن.اونا میدونن آخرت و بهشت و جهنم کشکه واسه همین حاضرن همه چی رو فدا کنن تا تو همین دنیا زندگش کنن.
مهرداد پارسا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۰:
در ادبیات کلاسیک شکفتن گلبرگ های عنچه را به «جامه دَری» تشبیه می کردند و آن را همچون صاحب جامه ای «چاک چاک» می دانستند. اینجا هم منظور از اینکه پیراهن عمر ما همچون پیراهن گل بشود همین است؛ یعنی چاک چاک و از بین رفته.
ما را همه شب نمی برد خواب در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۷:
روشن روان صفتی نسبت به مهراب ست اینجا
مهراب (کسره) روشن روان
مهرداد پارسا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:
نکته ای که کمتر به آن توجه می شود این است که اعتبار این رباعیات ضرورتا به نسبت آنها به خیام تاریخی وابسته نیست. بلکه زیبایی و عمق آنها است که به آنها اعتبار بخشیده. پس ضرورتا اهمیت خاصی ندارد که این ها را خیام گفته باشد یا یک شخصیت گمنام که بیم جان داشته که صراحتا با نام خود آنها را بیان کند. مهم ارزش ذاتی خود رباعیات است که مشیی نو در سنت فکری و تاریخی ایران است.
پدرام در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۹ - آگاهی مجنون از شوهر کردن لیلی:
همچنین: در مصرع دوم بیت پنجاهم نوشته:
نادرست: ار عهد تو دور نیست دستش
درست: از عهد تو دور نیست دستش
لطفا این را نیز اصلاح نمائید.
با سپاس فراوان
مصطفی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
قافیه اندیشم و دلدار من
گویدم مندیش جز دیدار من
به نظر به جای بحث در باب قالب و ظاهر شعر، پسندیده تر آن باشد که به جان کلام و معنای آن پرداخته شود.
مهرداد پارسا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۵:
این رباعی برای انسان تداعی کنده پایان مجلس شراب و گفتگوی سقراط و دوستانش در رساله «ضیافت» افلاطون است. سقراط و دوستانش پس از یک شب پر گفتگو و شراب، با طلوع افتاب همه در خواب کنار هم آرمیده در خواب اند و سقراط زودتر از بقیه برمی خیزد و مجلس را ترک می کند و دوستان را پشت سر بجا می گذارد.
یک نمای عمیق و تراژیک که این رباعی نیز با همان قدرت حسی تراژیک را در آدم بر می انگیزد. و شاید ملهم از رساله افلاطون!
مهرداد پارسا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۳:
برای زیبایی وزنی بهتر است که مصرع آخر این گونه باشد:
معلوم شدم که هیچ معلوم نشد
خود شاعر هم اگر فرصت اصلاح پیدا می کرد بی شک همین کار را می کرد. البته در بیشتر موارد شعر در اثر گردش در زبان عامه مردم تغییر شکل ممکن است بدهد، و خود شاعر آن را درست بیان کرده باشد.
پدرام در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۹ - آگاهی مجنون از شوهر کردن لیلی:
در مصرع اول بیت پنجاه و هفتم نوشته:
نادرست: میبود چو مراغ پر شکسته
درست: میبود چو مرغ پر شکسته
لطفا اصلاح نمائید.
مهرداد پارسا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۲:
به نظرم خیلی از اشعاری که شاعران می سرایند معنای آنچنان پیچیده و باطنی ای که خوانندگان تصور می کنند در دل خود ندارد. صرفا بیانی زیبایی شناسانه از یک لحظه کشف و هیجان و شکفتگی هنری است.
اینجا هم کاملا مشخص است که ساده ترین معنی این رباعی مقصود شاعر بوده؛ یعنی وقتی موقع طلوع خورشید که لاله و بفشه خودشان را اینقدر به زحمت می اندازند و یکی به گریه و تشویش می افتد و دیگری در برابر کسان سر خم میکند، غنچه وجاهت و وقار خودش را حفظ می کند و دامن بر می چیند و آرام عبور میکند! هم معنایی انسانی دارد و هم در این معنی که آن گریه و تعظیم برای غنچه است معنایی رندانه و صرفا زیبایی شناسانه.
می بینید چقدر معنای قشنگ و ساده ای در این شعر نهفته است! و اصلا زیبایی شعر یعنی همین سادگی و خلوص و یک رنگی، نه تفاسیر آنچنانی که حتی خود مفسران هم به درک واقعی آن نائل نشده اند و تنها در قالب واژگان آن را می گویند.
مهرداد پارسا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۱:
فریدریش نیچه نیز در کتاب «فراسوی نیک و بد» به نوعی با این رباعی خیام هم داستان است؛ آنجا که می گوید:
«آدمی همین که شناخت های خود را با دیگران در میان می گذارد، دیگر آنها را چندان دوست نمی دارد.»
از این بُعد نیز می توان به این رباعی خیام نگاه کرد. آدمی تا وقتی حقیقتی درونی را برای دیگران بازگو نکرده همچنان مایل است که آن را تکمیل کرده و بهبود ببخشد اما وقتی آن را برای دیگران بازگو کرد دیگر میلی ندارد که حرف خودش را نقض کند یا صورتی تازه به آن ببخشد؛ و این یعنی مرگ آن حقیقت.
مهرداد پارسا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۶:
مهسا،
بله! «کِش» مخفف »که اش» است که به خاطر ضرورت وزنی و درست در آمدن وزن شعر معمولا در شعر شاعران کلاسیک مورد استفاده قرار گرفته است. نمونه هایی از این دست زیاد است؛ مانند:
نک که مخفف «اینک» است
کت که مخفف «که ات» است
مهرداد پارسا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۵:
من چندان در ادبیات کلاسیک مطالعه نداشته ام، اما برای جالب است که خیام به فرایند تبخیر و ساخت ابر در شعر خود اشاره کرده و نگاهی کاملا تجربی و واقعگرایانه به این پدیده داشته است. خودم تا کنون در شعر هیچ شاعری این نگاه به فرایند شکلگیری ابر از تبخیر آب را مشاهد نکرده بودم.
مهرداد پارسا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۹: