فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۳۸ در پاسخ به محسن دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۵ - حکایت:
استعاره از فرزند
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۳۷ در پاسخ به محسن دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۵ - حکایت:
ممنونم
کاملا درست است
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۰۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۴ - حکایت:
۱. شنیدش یکی مردِ پوشیده چشم(نابینا, کور)
۲. بگفت ایزَدَت روشنایی دهاد: گفت: الهی که خدا چشمات رو شفا بده و بتونی دوباره ببینی!
۳. شب از نرگسش(چشم هایِ او) قطره(اشک) چندی چکید/ سحر دیده بَر کرد(بینا شد) و دنیا بدید
۴. که آن بی بَصَر(بی چشم, نابینا) دیده بَرکَرد(بینا شد) دوش(دیشب)
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۲ - حکایت حاتم طائی:
دلآرامِ حَی: ای دلبرِ سرشار از زندگیِ من
رضا ش در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
احتمالا منظور از بیت دوم همون ماندورلا باشد که اقای کار گوستاو یونگ هم در موردش چیزهایی گفته از این قرار که وقتی خوداگاه و ناخودآگاه رو مثل دو دایره جداگانه در نظر بگیرید و وقتی قسمتی از این دایره ها روی هم قرار بگیرند یک بخش میانی بوجود میاید که حاصل برخورد هر دو دایره میباشد چون دهان باز مثل دایره هست و همچنین دهان پیاله که وقتی از ان بخواهید بنوشید لب بالایی ادم و لب پایین پیاله بر هم منطبق میشن و تشکیل ماندورلا رو میدن.
برای اطلاع بیشتر در مورد ماندورلا کتاب «سایه» در مورد شناخت نیمه تاریک روان، تحلیل عمقی شخصیت با استفاده از نظریه یونگ، اثر دکتر رابرت جانسون را میتوانید مطالعه کنید. با سپاس
مسعود سلاجقه در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۷:
برای گنجورزحمت بسیارکشیده شده امید که بهره ای باشد همگان را،اما دراین غزل منظور ازحدق چراغ است چنانکه حدیقه احقیقه سنایی نیز معنی چراغ حقیقت را دارد
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۲ - حکایت حاتم طائی:
بنگاه >> بُن گاه >> جایِ ریشه >> خانه (یعنی جایی که آدم اونجا ریشه دارد.)
چقدر این زبانِ پارسی شیرین است و ما چقدر باید شکرگزار باشیم از اینکه پارسی زبان به دنیا آمده ایم.
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۲ - حکایت حاتم طائی:
گر او در خورِ حاجتِ خویش خواست
جوانمردیِ آلِ حاتم کجاست?
نمیگه حاتم, میگه آلِ حاتم, یعنی خانواده و طائفه یِ حاتم! در واقع حاتم طایی این بزرگی و اعتبار رو هم تنها برای خودش نمی خواسته و دوست داشته آن را به اطرافیانش ببخشد که اونها هم لذت ببرند!
این ویژگی عاشقان و اهالیِ دل است که به فرموده خداوند همیشه زنده اند و نزدِ او روزی می گیرند!
حاتم طایی بیش از ۱۵ قرن پیش زندگی میکرده و شاید الان روزی هزاران بار به عنوان ضرب المثل بین عرب و عجم و یا حتی در همین اشعار سعدی نامش برده می شود, در حالیکه ما با اینکه زنده ایم نامی از ما نیست.
خدایا لذت عاشق شدن رو به همه یِ ما بچشان! آمین
مهدی . در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۵۲ در پاسخ به سعید قبله مرکید دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
حرفتان درسته و لایک دارین
امیرمحسن در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۱۵:
در بیت اول `خاست` درست است نه `خواست` یعنی فتنه برخاست، بلند شد.
یوسف شیردلپور در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
اجرای خصوصی محمدرضا شجریان باهنرنمایی محمد موسوی
بزم خصوصی غرور گل
بی نهایت زیبا ورویایی تاسرحد جنون ادمی را عاشق خدا میکنه با صحبتهای پایانی استاد گرامی وخوش سخن استاد بهمن بوستان❤️
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۱:
دو نکته در این غزل به نظرم رسیده است که نیاز به اصلاح دارد
مورد دوم را به وسیله ویرایشگر اصلاح نکردم چون شاید نظر بنده، نظر صحیحی نباشد
مورد اول:
گویند سر بریم فلان را جو گندنا
جو معنا ندارد یا شاید بنده معنایش را ندانسته ام
باید «چو» باشد به معنی چون، مانندِ: گویند فلانی را مانند گندنا (سبزی تره) سر ببریم
نکه دوم در مصرع دوم این بیت:
آری چو دررسد مدد نصرت خدا
نمرود را برآید از پشهای دمار
مصرع دوم علاوه بر این که مشکل وزن دارد، مشکل معنا هم دارد
به نظر می رسد صحیحش به این شکل باشد:
نمرود را برآرد از او پشّه ای دمار
یعنی پشه ای دمار از نمرود در می آورد. طبق افسانه نمرود که گفته شده پشه در بینی اش رفت و موجب هلاکتش شد
محمد طاها کوشان mkushantaha@yahoo.com در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:
بیت ۲ مصرع ۱ را آقای بیژن آزاد درست نوشته، نمی دانم چرا تصحیح نگردیده
بگو به شیخ که ازکفر تا به دین فرق است
دیوان بیدل- چاپ کابل/ به تصحیح خال محمد خسته و استاد خلیل الله خلیلی./
محمد طاها کوشان کابلی
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۳ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۴۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۹ - حکایت حاتم طائی و صفت جوانمردی او:
به تک ژاله می ریخت بر کوه و دشت: عرق ریزانِ اسب در هنگام دویدن همچون باران و شبنم بر کوه و دشت می بارید
تو گفتی که ابرِ نیسان گذشت: سرعت و عرق ریزانِ اسب به بارشِ ناگهانی اردیبهشت ماه تشبیه شده است.
ابیات انصافا شاهنامه ای است!
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۳ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۴۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۹ - حکایت حاتم طائی و صفت جوانمردی او:
بیچاره دلدل! قربانی سخاوت و کَرَم حاتم طایی شد!
افراد سخیّ, جوانمرد نیز هستند و کشتن چنین اسبی بدین خوبی که در حالِ خدمت کردن به حاتم بود از جوانمردی به دور است. لذا می توان گفت این داستان ساخته ذهن عوام است برای افسانه سازی از سخاوتِ حاتم طایی که تنها جنبه مثبت آن را در نظر گرفته و از جنبه منفی آن غافل بوده اند که سعدی آن را به نظم درآورده است.
همچنین;
یادِ رستمِ دشتِ گُردان و سرزمینِ گَوان گرامی باد! که برای باز پس گرفتنِ رخش یک تنه واردِ سمنگان شد و گفت یا رخش, یا تابِ گرزِ گران ! و خُب چرا تهمینه دخترِ شاهِ سمنگان نباید عاشقِ چنین تَهَمتَنی نشود!
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۳ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۲۲ در پاسخ به A M دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۸ - حکایت:
سپاس از رفعِ شبه ای که فرمودید!
زهرا ... در ۳ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۱۹ در پاسخ به حنانه دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۲۱:
خیلی ممنون از نکته ی عالی
علیرضا م در ۳ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:
استاد شجریان این غزل را با همراهی تار استاد جلیل شهناز در مراسم بزرگداشت ایشان (سال ۱۳۷۸) به زیبایی در دستگاه شور اجرا کردهاند.
کهربا ابراهیمی در ۳ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۳ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲ - همت ای پیر:
درود
چرا شعر: مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم...
از شهریار در گنجور وجود ندارد؟
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۳ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۴ فروردین ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۴۴ در پاسخ به محسن دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۶ - حکایت: