در حق تو کس را سر انکار نباشد
ناحق بود آن کس که به اقرار نباشد
زنهار ز شمشیر زبانت که به میدان
کس نیست که پیش تو به زنهار نباشد
گر علم و عمل داری و درویشی و کردار
حاجت به زبان بازی و گفتار نباشد
درد و غم هجر تو به دیوار بگویم
دانم سرخر، در پس دیوار نباشد
پر شعبده و سحر شود عرصه عالم
گر معجز آن لعل درر بار نباشد
بلبل چو زلیخا نکند ناله و افغان
تا یوسف گل بر سر بازار نباشد
ما مست و خرابیم و توئی عاقل و هشیار
میخانه ما قابل هشیار نباشد
هان در گرانمایه عشقم به کنار است
بازار کساد است و خریدار نباشد
چون عیسی منصور زدم کوس اناالحق
دردا که در این دار یکی دار نباشد
دجال براند خرک لنگ به میدان
بر اسب اگر حیدر کرار نباشد
«حاجب » به ره مرد، دهد جان گرامی
جان دادن بیهوده سزاوار نباشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مسائلی چون حقیقت، عشق و بیکسی میپردازد. او به تأکید بر این نکته اشاره دارد که هیچکس نمیتواند منکر عظمت و حقیقت عشق شود. زبان و گفتار نمیتوانند جایگزین عمل و صداقت باشند. شاعر از درد و اندوه فراق میگوید، و به سادگی بیان میکند که بدون محبوب، هیچ چیزی در دنیا ارزش ندارد. او همچنین به نبود خریدار در بازار عشق اشاره میکند و از حسرت و تنهایی خود سخن میگوید. در نهایت، شاعر تأکید میکند که در این دنیای بیمعنا، جان دادن بیهوده است اگر عشق و حقیقت در آن وجود نداشته باشد.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند وجود تو را انکار کند و اگر کسی این کار را بکند، بیدلیل و ناحق است.
هوش مصنوعی: مراقب باش زبانت مانند شمشیری باشد که به راحتی میتواند دیگران را بزند. در میان مردم هیچکس نیست که بتواند از زخمهای زبان تو در امان باشد.
هوش مصنوعی: اگر دانش و عمل داری و درویش هستی، نیازی به حرف زدن و جستجوی کلام نیست.
هوش مصنوعی: درد و غم جدایی تو را به دیوار میگویم، زیرا میدانم در پس دیوار کسی نیست که به من گوش دهد.
هوش مصنوعی: اگر آن لعل گرانبها در بار نباشد، دنیای ما پر از تزویر و فریب خواهد شد.
هوش مصنوعی: بلبل وقتی نمیتواند ناله و شیون کند، که یوسف گل در بازار نباشد. این یعنی وقتی آنچه که دلخواه است و عشق برانگیز وجود ندارد، احساسات نیز بروز نمیکند.
هوش مصنوعی: ما در حالتی هستیم که شربت عشق و حال و هوای آن ما را به خود مشغول کرده است، و تو در دنیای عقل و هشیاری به سر میبری. بنابراین، فضا و شرایط میخانه ما برای افرادی که هشیار و آگاه هستند، مناسب نیست.
هوش مصنوعی: در عشق من که از ارزش بالایی برخوردار است، حالا همهچیز به سکوت و بیتوجهی افتاده و هیچکس به سراغ آن نمیآید.
هوش مصنوعی: به طور خلاصه، این بیت به این معناست که من مانند عیسی، صدای حق را در فریاد میزنم، اما دریغ و افسوس که در این دنیا کسی نیست که حقیقت را درک کند و در کنار من باشد.
هوش مصنوعی: اگر در میدان نباشد کسی چون حیدر کرار (علی علیهالسلام)، حتی نابکاران و بدخواهان نیز بر سر ستم و ناتوانی پیروز خواهند شد.
هوش مصنوعی: اگر در برابر مردی باشکوه و بزرگ قرار بگیری، ارزش جان انسان را درک کن. فدای جان دادن بیمعنا و بیفایده نکن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن به که نظر باشد و گفتار نباشد
تا مدعی اندر پس دیوار نباشد
آن بر سر گنج است که چون نقطه به کنجی
بنشیند و سرگشته چو پرگار نباشد
ای دوست برآور دری از خلق به رویم
[...]
کنجی که در او گنجش اغیار نباشد
کس از تو و بر تو ز کس آزار نباشد
رودی و سرودی و حریفی دو سه یکدل
باید که عدد بیشتر از چار نباشد
نردی و کتابی و شرابی و ربابی
[...]
هرکس که مقیم در خمّار نباشد
در مذهب ما عاقل و هشیار نباشد
گر علم یقین است تو را، عین یقین جو
کان طایفه را کبر به خروار نباشد
داری هوس صحبت او، ترک هوس گیر
[...]
ما را به جهان جز غم تو یار نباشد
جز جستن وصل تو مرا کار نباشد
از گلشن وصل تو من خسته جگر را
در پای دلم جز اثر خار نباشد
چون سرو روان گر گذری پیش من آری
[...]
می خواهم و کنجی که به جز یار نباشد
من باشم و او باشد و اغیار نباشد
آنجا اثر رحمت جاوید توان یافت
کآنجا ز رقیبان تو آثار نباشد
هرجا که حبیب است به پهلوی رقیب است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.